لشکر تاریکی‌ها؛ معرفی داعش! بخش اول

زاهد جمال

گروه افراطی داعش یکی از شوم‌ترین پدیده‌های قرن بیست‌و‌یکم به شمار می‌رود که ریشه در پیچیدگی‌های تاریخی، سیاسی و مذهبی خاورمیانه دارد. این گروه پدیده‌ای ناگهانی نبود، بلکه محصول چند دهه دگرگونی و تحولات است که پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، فروپاشی دولت‌های منطقه و بهره‌برداری ابزاری از گفتمان‌های افراطی مذهبی، زمینه‌ رشد و گسترش پیدا نمود‌.

داعش از دل گروه‌های جهادی سلفی برخاست، اما با انتخاب رویکردی فوق‌العاده بنیادگرا و خشونت‌محور، خود را به‌عنوان «دولت اسلامی» معرفی کرد. این ادعا نه بر اساس مشروعیت مردمی، بلکه بر پایه ترور، ارعاب و تحریف مفاهیم دینی استوار بود. رهبران خون‌ریز داعش با سوءاستفاده از مفاهیمی چون «خلافت» و «جهاد» توانستند جوانان ناامید اهل‌سنت عراق و سوریه را جذب کنند و آن‌ها را به ماشین‌های جنگی تبدیل نمایند تا در راستای اهداف شوم خود به کار گیرند.

فرآیند شکل‌گیری و تکامل گروه افراطی داعش را می‌توان در سه مرحله کلیدی بررسی کرد:
نخست، تأسیس آن در جریان جنگ عراق به رهبری ابومصعب الزرقاوی که با تمرکز بر خشونت فرقه‌ای علیه شیعیان، پایه‌های نخستین این گروه را بنیان نهاد.
دوم، تغییر نام آن به «دولت اسلامی عراق» پس از کشته شدن الزرقاوی در سال ۲۰۰۶ که در دوران رهبری ابوبکر البغدادی به اوج قدرت رسید.

و سوم، گسترش فعالیت‌ها به سوریه در پی بحران داخلی آن کشور، که فرصت را برای داعش فراهم ساخت تا مناطق وسیعی را تحت کنترل خود درآورده و خود را به‌عنوان یک قدرت جهانی مطرح کند. این گروه با بهره‌گیری از تبلیغات روانی و رسانه‌های اجتماعی، تصویری پرزرق‌وبرق از قدرت و هیبت به نمایش گذاشت، در حالی که در واقعیت، اقتصاد آن بر پایه غارت، قاچاق و برده‌داری استوار بود.

یکی از ویژگی‌های خاص داعش، بهره‌برداری سنجیده از مفاهیم آخرالزمانی و مهدویت بود. برخلاف القاعده که از ورود به این مباحث پرهیز می‌کرد، داعش به‌طور فعال از پیش‌گویی‌های اسلامی در مورد جنگ‌های آخرالزمانی سوءاستفاده می‌نمود تا پیروانش را به خشونت تشویق کند. این گروه حتی ادعا می‌کرد که ظهور «مهدی موعود» نزدیک است و جنگ‌های آن بخشی از سناریوی الهی برای پایان جهان می‌باشد.

چنین رویکردی نه تنها افراد مستعد افراط‌گرایی را جذب کرد، بلکه به داعش امکان داد تا خشونت خود را به‌عنوان بخشی از یک مأموریت مقدس توجیه کند.

به‌هر صورت؛ سقوط داعش در سال‌های اخیر به‌خوبی نشان داد که این گروه پیش از آنکه یک دولت واقعی باشد، بیشتر یک پروپاگندای پوچ و خیالی بی‌پایه بود. نبود زیرساخت اجتماعی واقعی، اتکا به کشتار و غارت و مقاومت جوامع محلی در نهایت منجر به فروپاشی آن شد. با این حال، میراث داعش -چه در قالب ایدیالوژی افراطی، چه شبکه‌های زیرزمینی و چه آسیب‌های روانی ناشی از جنایت‌های آن- همچنان به‌عنوان یک تهدید باقی مانده است.

شناخت ریشه‌ها و روند تکامل تاریخی این گروه، نه تنها برای درک گذشته، بلکه برای مقابله با تکرار چنین پدیده‌هایی در آینده، امری ضروری است.

Exit mobile version