مقاومت بلوچستان؛ محصول جور و ظلم رژیم پاکستان!

اکبر جناح

خشونت‌های جاری در ایالت بلوچستان نتیجه مستقیم ناکامی‌های سیاسی داخلی پاکستان، نقض مداوم حقوق بشر و سیاست‌های مبتنی بر محوریت ارتش است و نه محصول مداخلات خارجی، گزارش‌های بین‌المللی حقوق بشر و تحقیقات مستقل نشان می‌دهند که ناپدیدسازی‌های اجباری، عملیات‌های گسترده نظامی، قتل‌های بدون محاکمه، بی‌اختیاری سیاسی و محرومیت اقتصادی عواملی هستند که بلوچستان را طی سال‌ها به سوی بحران مداوم سوق داده‌اند، این وضعیت فاصله بین دولت و مردم را عمیق کرده و به عامل اصلی تعارض تبدیل شده است.

ناپدیدسازی اجباری فعالان بلوچ، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و چهره‌های مدنی توسط ارتش و دستگاه‌های استخباراتی پاکستان، از جمله نگرانی‌های جدی سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر است، هزاران خانواده هنوز منتظر سرنوشت عزیزان ناپدیدشده خود هستند، این اقدامات نه تنها نقض آشکار قوانین بین‌المللی است بلکه این پیام را نیز می‌رساند که دولت به جای حل مسائل سیاسی؛ زور را به عنوان ابزار اصلی به کار می‌گیرد، نتیجه فشارها نارضایتی مردم بلوچ است که به مقاومت تبدیل شده است.

از سوی دیگر شواهد و اطلاعات موجود نشان می‌دهند که رهبری و مراکز تصمیم‌گیری اصلی بلوچ‌ها در داخل بلوچستان حضور دارند، سازماندهی نبرد، نظارت بر عملیات و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، از همان جغرافیایی انجام می‌شود که مسئله در آن شکل گرفته است، تا کنون هیچ گزارش معتبر بین‌المللی، سند اطلاعاتی یا تحلیل مستقل این ادعا را تأیید نکرده است که رهبری مسلح بلوچ از افغانستان یا هر کشور خارجی دیگری فعالیت می‌کند، نادیده گرفتن این واقعیت، ضعف تحلیلی و تحریف عمدی است.

با این حال رسانه‌ها و رژیم نظامی پاکستان به طور مکرر تلاش می‌کنند که مسئولیت بحران را به کشورهای خارجی به ویژه افغانستان نسبت دهند، این ادعاها عمدتاً برای کاهش فشار سیاسی، تغییر ذهنیت جهانی، جذب کمک‌های خارجی و پنهان کردن ناکامی‌های داخلی به کار گرفته می‌شوند، نام بردن از افغانستان وسیله‌ای برای فرار از واقعیت است نه راه‌حل مسئله.

امارت اسلامی افغانستان بر اساس سیاست رسمی و اصول بنیادی خود همواره بر اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها تأکید داشته است، این موضع تنها در کلام نیست بلکه در عمل نیز ثابت شده است، امارت اسلامی بارها اعلام کرده و در سیاست عملی نشان داده که نه از بی‌ثباتی کشورهای همسایه حمایت می‌کند و نه اجازه می‌دهد خاک افغانستان علیه دیگران به کار گرفته شود، رعایت این اصل عاملی مهم برای ثبات منطقه به شمار می‌آید.

واقعیت این است که اگر رژیم نظامی پاکستان می‌خواهد از این بحران عمیق خارج شود باید به جای اتهامات بی‌اساس؛ گام‌های جدی برای حل بحران داخلی خود بردارد، نسبت دادن مسئولیت به همسایگان نه جنگ را پایان می‌دهد و نه زخم‌های مردم بلوچستان را التیام می‌بخشد، بهترین راه آن است که پاکستان مسیر حل سیاسی را در پیش گیرد، نقض حقوق بشر را متوقف کند، مشارکت سیاسی مشروع برای مردم بلوچستان فراهم آورد و در صورت نیاز از جامعه بین‌المللی و نهادهای میانجی کمک بخواهد تا مشکلات به شیوه‌ای منطقی، عادلانه و پایدار حل شود.

در نهایت می‌توان گفت که خشونت‌های جاری میان بلوچ‌ها و پاکستان نتیجه طبیعی سیاست‌های رژیم نظامی این کشور است، آنچه کاشته شده همان امروز برداشت می‌شود، تا زمانی که به ریشه‌های مسئله پرداخته نشود و به جای آن اتهامات به دیگران نسبت داده شود، این بحران ادامه خواهد داشت.

حقیقت روشن است: بحران بلوچستان در خود پاکستان زاده شده و راه حل آن نیز در همانجا نهفته است نه در کابل.

Exit mobile version