نشست سازمان ملل؛ و روایت بی‌پایان‌ و بی‌اساس پاکستان

عبدان صافی

در جهان افراد زیادی وجود دارند که با چنان شدت، اعتماد و تکرار سخنان نادرست می‌گویند که در نهایت خودشان هم دیگر نمی‌توانند میان حقیقت و دروغ تفاوت قایل شوند، تکرار پیوسته‌ی چنین سخنان بی‌اساس باعث می‌شود وجدان آنان به‌تدریج خاموش گردد تا جایی که خودشان نیز اسیر داستان‌های خیالی و خودساخته‌ی خویش می‌شوند، این‌گونه افراد نه تنها به دیگران آسیب می‌رسانند بلکه خود نیز در دنیای دروغ زندانی می‌مانند و از نور حقیقت محروم می‌گردند.

یکی از نمونه‌های چنین افراد و گروه‌هایی؛ دولت پاکستان و مقامات آن کشور اند که برای تأمین منافع خود از هر وسیله‌ای کار می‌گیرند و یک سلسله‌ی پایان‌ناپذیر از اتهام‌زنی‌ها را علیه کشورهای همسایه به‌راه انداخته‌اند، آنان همیشه شکست‌های خود را به افغانستان و هند نسبت می‌دهند و در هر نشست و مجمعی درباره‌ی موجودیت گروه‌های تروریستی در افغانستان اطلاعات نادرست پخش می‌کنند و تلاش دارند افکار جهانی را گمراه سازند.

اما حقیقت این‌گونه اتهامات علیه افغانستان چیست؟

روز گذشته در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد، بار دیگر این ادعا تکرار شد که گویا در افغانستان گروه‌های “تروریستی” حضور دارند که برای امنیت منطقه و جهان تهدیدی بزرگ به‌شمار می‌روند، در این نشست از سوی پاکستان به‌طور مشخص از گروه داعش، تحریک طالبان پاکستان و آزادی‌خواهان بلوچ یاد شد.

قضیه‌ی داعش، تحریک طالبان پاکستان و بلوچ‌های آزادی‌خواه مسأله‌ای تازه نیست؛ بلکه از گذشته‌های دور جریان دارد و برای مسأله‌ای که عمر آن از تشکیل امارت اسلامی افغانستان هم بیشتر است، متهم ساختن یا بار مسئولیت را بر دوش دیگران انداختن؛ کاری نادرست و غیرمنطقی است، امارت اسلامی افغانستان به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد که از خاک این کشور علیه دیگر کشورها استفاده کند و این را در عمل نیز ثابت کرده است.

گروه تحریک طالبان پاکستان و آزادی‌خواهان بلوچ در داخل خاک خود پاکستان حضور دارند و فعالیت‌های‌شان را از همان‌جا انجام می‌دهند، بسیاری از سیاست‌مداران سرشناس پاکستان بارها در کنفرانس‌های مطبوعاتی و مصاحبه‌ها به‌طور آشکار گفته‌اند که چندین ولسوالی در خیبر پښتونخوا مانند؛ وزیرستان، ټانک، ډېره اسماعیل خان، لکی مروت، خیبر و مناطق دیگر عملاً در اختیار تحریک طالبان پاکستان قرار دارند و آنان در آن‌جا حکومت موازی ایجاد کرده‌اند.

در منطقه‌ی باجور با رضایت نهادهای پاکستانی؛ بزرگان محلی برای تأمین صلح با تحریک طالبان پاکستان جرگه برگزار می‌کنند و ویدیوهای این جرگه‌ها نیز منتشر شده‌اند، این خود ثبوت روشنی‌ست که تحریک طالبان پاکستان در خاک پاکستان حضور دارد و از همان‌جا فعالیت می‌کند.

همچنین، آزادی‌خواهان بلوچ نیز در گذشته‌ی نزدیک، برای مدتی کوتاه چندین شهر و قریه های بزرگ بلوچستان مانند پنجگور، پنجدګ، خاران، کیچ و سوراب را تصرف کرده بودند و تا دو یا سه روز در آن‌جا حضور داشتند، علاوه بر آن چندین بار در ماه این گروه در مسیرهای ارتباطی میان پاکستان و بلوچستان می‌ایستند و سربازان پاکستانی را جستجو و بازرسی می‌کنند، از موترها پایین می‌سازند و آن‌ها را اسیر می‌گیرند.

این وقایع نشان می‌دهد که آزادی‌خواهان بلوچ در خاک خود پاکستان حضور دارند و نیازی به استفاده از خاک افغانستان ندارند، افزون بر آن، با توجه به ادعاهای حکومت پاکستان مبنی بر تأمین امنیت مرزها؛ اصلاً ممکن نیست چنین گروه‌هایی با این تعداد زیاد از مرز عبور کنند.

داعش خراسان در کجا است؟

آغاز داعش در منطقهٔ خیبر ایجنسی پاکستان گردید، اما بعداً به‌خاطر منافع خاص به افغانستان انتقال داده شد، پس از بازگشت دوبارهٔ امارت اسلامی؛ اقدامات بسیار مؤثری علیه گروه‌های دارای تفکرات خارجی مانند داعش انجام گرفت که هیچ‌کس دیگر نه جرئت آن را داشت و نه ادعای آن را می‌توانست بکند، به‌برکت همین اقدامات قاطع و مؤثر؛ ریشه‌های خوارج داعشی در افغانستان نابود شدند و باقی‌مانده‌های‌شان به کشور همسایه فرار کردند، همان‌جایی که از ابتدا پناهگاه اصلی و مرکز واقعی آنان بود.

در آنجا نهادهای استخباراتی پاکستان با آغوش باز از آنان استقبال کردند و در بلوچستان برای‌شان پایگاه‌های فعال ساختند و دوباره تجهیزشان نمودند تا برای مقاصد خاص مورد استفاده قرار بگیرند.

اداره‌های استخباراتی پاکستان با حیله و نیرنگ، شماری از اعضای فتنه‌گر خوارج داعشی مانند «شریف‌الله مشهور به جعفر» و «اوغوز آلتون» را بازداشت کردند و شریف‌الله را بعداً به قیمت بلند به امریکا تحویل دادند.

علاوه بر این، چند ماه پیش در منطقهٔ «مستونگ» بلوچستان حملاتی بر مراکز خوارج داعشی انجام شد که در نتیجه تعداد زیادی از اعضای داعش کشته شدند، اکنون پرسش اینجاست که مراکز داعش و این‌همه داعشی در بلوچستان چه می‌کردند؟ پس از این حمله، داعش آشکارا در یک ویدیو اعلام کرد که انتقام آن را از آزادی‌خواهان بلوچ خواهد گرفت.

تمام این شواهد نشان می‌دهد که مراکز اصلی داعش در بلوچستان پاکستان قرار دارند و متهم‌ساختن افغانستان در این زمینه؛ نه‌تنها دور از حقیقت بلکه یک قضاوت نادرست است.

قابل یادآوری است که در افغانستان نیز شمار زیادی از خوارج داعشی بازداشت شده‌اند و اعترافات‌شان از سوی المرصاد نشر گردیده است، این اعترافات نشان می‌دهد که آنان نه‌تنها برای فعالیت‌های تخریبی به افغانستان، بلکه به کشورهای دیگر منطقه نیز از طریق مراکز بلوچستان اعزام شده بودند.

عوامل پشت پردهٔ اتهامات سازمان ملل چیست؟

سازمان ملل که تحت نفوذ و قدرت ایالات متحدهٔ امریکا قرار دارد؛ هر آنچه را می‌گوید که امریکا را خوشحال سازد، پس از شکست شرم‌آور امریکا در افغانستان چیزی برایش باقی نمانده مگر این‌که علیه امارت اسلامی افغانستان تبلیغات کند و آنان را بدنام‌ سازد، از همین رو هرچند روز یک‌بار این روند تکرار می‌شود و امریکا با این‌کار، عقدهٔ شکستش را فرو می‌نشاند.

امریکا و سازمان ملل از چنین نشست‌ها و گزارش‌ها به‌عنوان ابزار فشار جهت تحمیل سیاست‌ها و اندیشه‌های‌شان استفاده می‌کنند، در حالی که در موارد متعدد نهادهای استخباراتی امریکایی و نهادهای مستقل؛ مبارزه و اقدامات حکومت کنونی افغانستان در برابر داعش را ستایش کرده‌اند با اینکه امارت اسلامی افغانستان این اقدامات را نه برای خوشنودی کسی یا منافع بیگانه، بلکه صرفاً به‌خاطر حفاظت از ملت خود انجام داده است.

نکتهٔ دیگر این‌که سازمان ملل در مورد افغانستان بر گزارش‌های پاکستان تکیه می‌کند، در حالی‌که این گزارش‌ها آکنده از بغض و خصومت شخصی است. پاکستان در هر ستیج بین‌المللی برای بدنام‌سازی افغانستان اظهارات منفی کرده و تهمت زده است، در مقابل به افغانستان هیچگاه فرصت داده نشده است که پاسخ این اتهامات و دروغ‌ها را ارائه دهد.

چه باید کرد؟

اگر سازمان ملل واقعاً به‌دنبال حقیقت است؛ نباید در مورد افغانستان بر پایهٔ گزارش‌های نادرست و مغرضانهٔ کشورهای همسایه قضاوت کند، بلکه باید مستقیماً با امارت اسلامی ارتباط برقرار کرده، و برای کشف حقیقت تلاش نماید، اقدامات مؤثر و واقعی امارت اسلامی باید مورد احترام قرار گیرد و به‌جای اتهام‌زنی؛ باید از این حکومت حمایت شود تا راه‌حلی مستقل و واقعی برای مسائل به‌دست آید.

Exit mobile version