وحشت اسرائیل و پس‌منظر تاریخی اشغال فلسطین!

نعمان سعید

از زمانی که اسرائیل تشکیل شده است رشته‌ای پیوسته از وحشت، زور، خشونت، ستم و استبداد علیه فلسطینیان در جریان بوده است. میلیون‌ها فلسطینی به کشورهای گوناگون جهان آواره شده‌اند و آنان که هنوز در میهن خود ساکنند، طی هفتاد سال گذشته در وضعیت جنگی به سر برده و قربانیانی دائمی بوده‌اند.

دولت مستعمراتی اسرائیل در فلسطین حدود یک سده پیش توسط قدرت‌های اروپایی تأسیس شد. این رویداد همزمان با فروپاشی خلافت عثمانی و تجزیه‌ی سرزمین‌های عربی تحت حاکمیت آن رخ داد. این اقدام بر اساس توافقنامه‌ای صورت گرفت که بالفور، وزیر امور خارجه‌ی وقت بریتانیا با یهودیان منعقد کرده بود.

هنگامی که بریتانیا سرزمین مقدس فلسطین را اشغال کرد، برنامه‌ای رسمی برای جمع‌آوری یهودیان از اقصی نقاط جهان و اسکان آنان در فلسطین تدوین نمود؛ زیرا پیش از آن، یهودیان در سراسر جهان پراکنده بودند و هیچ‌کجا دارای تشکیلات دولتی مستقل نبودند.

جنبش جهانی صهیونیسم از خلافت عثمانی درخواست کرد تا اجازه‌ی اسکان در فلسطین را به آنان اعطا کند، چرا که آنان این سرزمین را وطن قومی پیشین خود می‌دانستند؛ اما سلطان عبدالحمید دوم، خلیفه‌ی عثمانی رحمه‌الله به‌طور قاطع از اعطای چنین اجازه‌ای خودداری ورزید و اعلام داشت که این مردم قصد دارند تحت نام اسکان در فلسطین، بر بیت‌المقدس تسلط یابند؛ از این‌رو، درخواست آنان را نپذیرفت.

هنگامی که در جنگ جهانی اول، خلافت عثمانی که متحد آلمان بود، شکست خورد و سرزمین‌های عربی تحت حاکمیت آن از دست رفت، یهودیان با بریتانیا ارتباط برقرار کردند و با وزیر امور خارجه‌ی این کشور پیمانی منعقد نمودند. بر اساس این پیمان، بریتانیا فلسطین را به عنوان میهن ملی یهودیان به رسمیت شناخت و متعهد شد که آنان را در فلسطین اسکان داده و دولتی جداگانه برایشان تأسیس کند.

پس از اشغال فلسطین توسط بریتانیا، این کشور بلافاصله امکان ورود و اسکان یهودیان از اقصی نقاط جهان را فراهم نمود و تحت حمایت بریتانیا، یهودیان از کشورهای مختلف به فلسطین کوچ کرده و در آنجا ساکن شدند.

در ابتدا، یهودیان زمین‌هایی را با پول از فلسطینیان خریداری کردند، سپس خانه‌های خود را بر روی آن‌ها بنا نهادند و پس از آن، زنجیره‌ای از تجارت و کسب‌وکار را آغاز نمودند. در آن زمان، مفتی اعظم فلسطین، الحاج امین الحسینی رحمه‌الله فتوایی صادر کرد که فروش زمین‌های فلسطین به یهودیان حرام است؛ زیرا آنان قصد دارند از این طریق بیت‌المقدس را اشغال کنند. علمای بزرگ جهان نیز از این فتوا حمایت کردند که شرح مفصّل آن در کتاب «بوادر النوادر» اثر حکیم‌الامت حضرت مولانا اشرف علی تهانوی رحمه‌الله موجود است.

با این وجود، زمین‌های فلسطینیان به فروش رسید و هنگامی که یهودیان بخش بزرگی از اراضی فلسطین را با پول خریداری کرده و در آنجا سکونت گزیدند، بریتانیا با پیشنهاد مشترک با سازمان ملل متحد، فلسطین را به دو بخش تقسیم کرد و یکی از بخش‌ها را به عنوان میهن ملی یهودیان نامیده و تحت عنوان «اسرائیل» توسط سازمان ملل و قدرت‌های غربی به رسمیت شناخته شد. از همان زمان، مقاومت فلسطینیان و جنگ آزادی‌بخش آنان در برابر سلطه و اشغال اسرائیل ادامه دارد.

یک جنبه از کوچ و اسکان یهودیان در فلسطین از سراسر جهان، این بود که بریتانیا و دیگر قدرت‌های غربی، فلسطین را میهن ملی آنان دانسته و وعده‌ی تأسیس دولتی مستقل را برایشان محقق کردند؛ اما جنبه‌ی دیگری نیز وجود دارد که قرآن کریم به آن اشاره کرده است. در آیه‌ای از سوره بنی‌اسرائیل، الله متعال خطاب به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: “فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا”؛ یعنی «هنگامی که وعده‌ی آخرت فرا رسد، شما را به صورت گروهی گرد می‌آوریم.»

در تفسیر بغوی، شرح این آیه چنین آمده است: هنگامی که زمان نزول حضرت عیسی (علیه‌السلام) فرا رسد، یهودیان از سراسر جهان گرد هم آورده شده و در مکانی واحد جای داده خواهند شد. بر این اساس، گفته شده که این نشانه‌ای از نشانه‌های قیامت است که محقق شده و آن، گردآوری یهودیان در یک مرکز و حرکت آنان به سوی پایان دوران سلطه‌شان است.

از منظر تاریخی، بخشی از فلسطین به عنوان میهن ملی یهودیان با نام «اسرائیل» به رسمیت شناخته شد و سازمان ملل و قدرت‌های غربی بخش دیگر را برای فلسطینیان به عنوان میهن پیشین آنان اختصاص داده و وعده‌ی تأسیس دولتی آزاد مشابه اسرائیل را دادند.

همان‌گونه که در قطعنامه‌ها و قراردادهای سازمان ملل متحد تصریح شده، حق تشکیل دولتی آزاد در فلسطین باید اعطا گردد و فلسطینیان باید خود حق اداره‌ی این دولت را داشته باشند؛ اما تاکنون این حق اعطا نشده و تنها نهادی شبیه به شهرداری تشکیل شده تا به فلسطینیان پاسخ دهد که گویا شما دارای دولت مستقل خود هستید. در این مسئله، موضع جهان اسلام به دو بخش تقسیم شده است:

از یک سو، بسیاری از کشورهای اسلامی این تقسیم‌بندی فلسطین را نپذیرفته و اسرائیل را به عنوان دولتی قانونی و مشروع به رسمیت نمی‌شناسند و تمامی فلسطین را میهن فلسطینیان می‌دانند؛ از سوی دیگر، برخی کشورها اسرائیل را دولتی مشروع می‌دانند و صرفاً خواستار اعطای حق تشکیل یک دولت کاملاً آزاد و مستقل به فلسطینیان هستند و خواهان اجبار اسرائیل به بازگشت به مرزهای تعیین‌شده توسط سازمان ملل متحد و تخلیه مناطقی هستند که در نتیجه تجاوز به مرزهای بین‌المللی در سال ۱۹۶۷ اشغال کرده است که بیت‌المقدس نیز در آن شامل می‌شود.

مواضع گروه‌های فلسطینی فتح و حماس نیز با یکدیگر متفاوت است. به نظر من، اسرائیل با بهره‌برداری از این اختلافات، نه تنها موانع پیوسته‌ای در برابر استقلال ملی فلسطین ایجاد می‌کند، بلکه با استفاده مکرر از بهانه‌های مختلف، فلسطینیان را هدف زور و ستم قرار داده است. تازه‌ترین نمود این رویکرد، بمباران‌های پی در پی غزه و عملیات نظامی نیروهای اسرائیلی است که بر همگان آشکار است.

در این زمینه، رفتار مربوط به مسلمانان و دولت‌های عربی ناامیدکننده‌ترین عملکرد است که هیچ توجهی به تروریسم و وحشت اسرائیل ندارند و تنها به انتقادات لفظی و بیانیه‌های بی‌معنا بسنده کرده و وقت را تلف می‌کنند؛ حال آنکه بر آنان فرض است که از بیت‌المقدس و مردم فلسطین دفاعی قاطع به عمل آورند.

Exit mobile version