وضعیت متغیر منطقه و سیاست خارجی برتر امارت اسلامی

احمد افغان

پس از رحلت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر مذهبی ایران، در مأموریت مشترک اشغالگرانۀ آمریکا و اسرائیل، وضعیت منطقه لحظه‌به‌لحظه در حال دگرگونی است. اسرائیل با پشتیبانی نظامی و استراتژیک آمریکا شهرهای مختلفی از ایران را هدف قرار داد و به شمار زیادی از مقامات ایرانی کشته و زخمی شدند. این همان جنگی است که از یک ماه پیش انتظارش می‌رفت و آمریکا از پیش ناوهای جنگی خود را به منطقه گسیل داشته و در کمین نشسته بود.

در مقابل، ایران نیز به‌عنوان یک کشور قدرتمند، حق حملات مشروع و دفاع از خود را به کار بست و نه تنها مراکز و اهداف گوناگون رژیم صهیونیستی را نشانه گرفت، بلکه پایگاه‌های نظامی متعدد آمریکا در منطقه را نیز هدف قرار داد که تاکنون حملات زیادی متوجه امارات متحدۀ عربی، عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و عراق شده است.

در برابر این عملیات مشترک نظامی آمریکا و اسرائیل که اهداف ظالمانه و اشغالگرانه را دنبال می‌کند، تاکنون از سازمان ملل گرفته تا قدرت‌مندترین کشورها؛ همه سکوت اختیار کرده‌اند و تنها در یک بیانیۀ معمولی، راه‌حل‌هایی چون صلح و گفتگو را از طریق مذاکره پیشنهاد داده‌اند اما حتی یک نفر هم این خشونت و وحشت را به‌صراحت محکوم نکرده است. وزارت امور خارجۀ امارت اسلامی افغانستان اما در موضع‌گیری رسمی خود، نه تنها این اقدامات آمریکا را محکوم کرد، بلکه کاهش تنش و گفتگو را نیز پیشنهاد داد.

همزمان با این جنگ، آمریکا و اتحادیۀ اروپا از اوکراین در برابر روسیه حمایت مالی، نظامی و لجستیکی می‌کنند و روسیه را به این ترتیب به جنگی فرسایشی کشانده‌اند که در سوی مقابلش، ظاهراً ارتش اوکراین می‌جنگد اما تسلیحات و امکاناتِ تخنیکی آن را آمریکا و اروپا تأمین می‌کنند. این دو رویداد در شرایطی رخ می‌دهند که دورۀ بازگشت حاکمیت امارت اسلامی در افغانستان به نزدیکی پنج سال می‌رسد و اگر سیاست خارجی موفق و رهبری کارآمد امارت نبود، دور از انتظار نبود که کشورمان به‌نحوی زیر تأثیر منفی این حوادث قرار گیرد و از خاکِ افغانستان سوءاستفاده شود.

در تازه‌ترین رویداد، حملات ظالمانۀ رژیم نظامی پاکستان نیز با عناوین گوناگون به خاک افغانستان انجام می‌شود که این نیز یک رویداد صرفاً منطقه‌ای و عادی نیست بلکه می‌توان آن را یک بحران بین‌المللی در سطح منطقه دانست؛ زیرا رژیم نظامی پاکستان آشکارا پروژه‌های شیطانی آمریکا و دیگر متحدان ائتلافی‌اش را پیش می‌برد و به‌نوعی مجری فرمان‌های آن‌هاست. پاکستان گمان می‌کند که امارت اسلامی با هند علیه آن‌ها هم‌دست شده و به مخالفان شان در خاک خود جا داده است، در حالی که این ادعایی فریبنده و نادرست است.

امارت اسلامی در چارچوب سیاست خارجی خود و بر پایۀ تعهداتی که داده است، هرگز اجازه نخواهد داد از خاکش علیه کشورهای دیگر، به‌ویژه همسایگان، استفاده شود. بلکه این خود تلاشی از سوی حکومتِ
نظامی پاکستان برای پنهان‌سازی ضعف‌هایش است که می‌خواهد بر چشم مردمش خاک بپاشد و تقصیر ناکامی‌ها را به گردن افغانستان بیندازد.

همۀ تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که با توجه به تحولات کشورهای منطقه و بحران‌های جاری در آنجا، افغانستان بیش از هر زمان دیگر در موقعیتی مطلوب قرار دارد؛ زیرا جنگ داخلی پایان یافته، کشور به‌سوی پیشرفت و ثبات گام برمی‌دارد و نزدیک به نیم‌دهه پیش دولتی مقتدر روی کار آمده که با بودجۀ ملی اداره می‌شود و در تدوین استراتژی خارجی و سیاست سیاسی خود، استقلال کامل دارد؛ حال آنکه در گذشته افغانستان هرگز از چنین استقلالی برخوردار نبود.

امارت اسلامی اکنون با همۀ همسایگان و کشورهای منطقه روابطی برابر و متوازن دارد؛ روابطی اقتصادمحور و مبتنی بر تأمین منافع ملی. به‌بیان دیگر می‌توان گفت سیاست خارجی کنونی امارت نه “تأثیرپذیر” که “تأثیرگذار” است و به هیچ‌یک از جریان‌ها و کشورها چنان وابسته نیست که در زمان تیرگی روابط، دچار فروپاشی شود. بلکه این دیگران هستند که با اعتماد به این سیاست، برای برقراری روابطی مطلوب و مبتنی بر احترام متقابل به سوی امارت اسلامی دست یاری دراز می‌کنند.

در چنین شرایطی بر همۀ افغان‌ها، به‌ویژه صاحب‌نظران، تحلیلگران و نخبگان فرض است که همۀ اختلافات و مشکلاتِ نظری را کنار بگذارند، برای حفظ کشور و نظام، پشتیبان امارت باشند و با نمایشِ وحدت ملی به هیچ قدرت خارجی و کشورِ همسایه اجازه ندهند که بار دیگر با سرنوشت‌شان بازی کند.

ما با همۀ کشورهای اسلامی ازجمله ایران برادر و مسلمان، همدردی را تقدیم نموده و خواستار روابط برتر هستیم و برای آزادی و ثبات آن‌ها احترامی والا قائل می‌باشیم اما اولویت‌های ملی و افغانستانی خود نیز برای ما مهم است؛ زیرا کشورمان به‌تازگی به صلح و ثباتی همه‌جانبه دست یافته و زمان آن رسیده که زخم‌های کهنه را به‌بهترین وجه التیام بخشد.

Exit mobile version