پاسداری از فرهنگ؛ سنگر نوین جهاد فکری!

جمال

هر ملتی تنها وقتی می‌تواند عزت، هویت و بقا خود را حفظ کند که پایه‌های فرهنگی و فکری‌اش را پاس بدارد. ملت افغان در پرتو اسلام صاحب فرهنگی پاک و تمدنی غنی است. آداب و رسوم، سنت‌ها و سبک زندگی ما بر ایمان، غیرت و عفت استوار است اما آشفتگی‌های سیاسی‌ای دهه‌های گذشته و تهاجم‌های خارجی، ارزش‌های فرهنگی‌ ما را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده‌اند.

فرهنگ اسلامی و افغانی پیوندی نزدیک دارند؛ ساختار خانواده، آداب احترام، فضای محبت و برادری و فهم از حلال و حرام همگی بازتابی از تفکر اسلامی‌اند. این فرهنگ پایهٔ قدرت اخلاقی جامعه است. اما فرهنگ غربی که بر آزادی مادی و بی‌بندوباری تکیه دارد، درصدد تضعیف این ارزش‌هاست.

ابزار نفوذ فرهنگ غربی به‌طرز هوشمندانه‌ای طراحی شده‌اند؛ رسانه‌ها، فیلم‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغ ظاهر زیبا و جذاب زندگی. این ابزار به‌تدریج شکل اندیشه و ذوق نسل جوان را دگرگون می‌کنند تا آنجا که جوانان به افتخارات ملی و دینی خود کم‌ارزش می‌نگرند و در تقلید از بیگانگان سر برمی‌تابانند.

در این نبرد فرهنگی، حراست از فکر ملت مسلمان افغان شبیه جهاد فکری است. این جهاد از راه قلم، اندیشه، دانش و رسانه‌ها انجام می‌پذیرد. وظیفهٔ هر استاد، نویسنده، پدر و مادر و عالم دینی است که ریشه‌های اندیشهٔ اسلامی را در دل نسل نو استوار سازد.

حفاظت از فرهنگ صرفاً تقدیس ارزش‌های گذشته نیست، بلکه ساختن شکل معاصر آن‌ها نیز مهم است. ما باید از ابزارهای تکنالوژی و پیشرفت بهره بگیریم اما مطابق با روح فرهنگ خود. چنان‌که تمدن اسلامی گذشته نمونه‌ای از علم، هنر و اخلاق بود، امروز نیز ملت مسلمان افغان می‌تواند نمونه‌ای از ترکیب نوآوری و تقوا گردد.

خطر فرهنگ‌های خارجی تنها در تغییر لباس و زبان نیست، بلکه در استعمار فکری است. وقتی یک ملت فکر خود را از دیگری می‌گیرد، هویت خود را از دست می‌دهد. برای مقابله با این تهدید، استقلال علمی، تقویت زبان‌های افغانی و آموزش بنیادی فلسفهٔ اسلامی ضروری‌اند.

رسانه‌ها، نصاب تعلیمی و جهت‌گیری فعالیت‌های اجتماعی باید بر پایهٔ ارزش‌های ملی قرار گیرند. فیلم‌ها، برنامه‌ها و پخش‌هایی که برخلاف اخلاق اسلامی‌اند، سبب زوال فکری ملت می‌شوند. در عوض باید بازتاب تاریخ افغانی، شجاعت، ادب و افتخارات دینی در آن‌ها تقویت شود.

در این مسیر خانواده مهم‌ترین نقش را دارد؛ اگر مادر و پدر تربیت فرزندان را بر اساس قرآن و سنت بنیان نهند، هیچ تهاجم فکری خارجی تأثیری بر آن‌ها نخواهد داشت. از کودکی عشق به دین و فرهنگ خویش را در کودک پرورش دادن، مستحکم‌ترین بنیاد استقلال فرهنگی است.

هماهنگی دولت و جامعه نیز ضروری است. سیاست‌های فرهنگی، نهادهای ادبی و مراکز دینی با تلاش‌های هماهنگ‌شده می‌توانند دیواری فکری متحد در برابر نفوذهای فرهنگی خارجی بسازند. این مبارزه باید از طریق تعیلم، هنر، ژورنالیزم و اصلاحات اجتماعی به‌صورت پیوسته دنبال شود.

در پایان، حفظ فرهنگ افغانی و اسلامی وظیفه‌ای ایمانی و ملی برای هر افغان است. اگر هویت خود را از دست دهیم، روح استقلال‌مان نیز نابود خواهد شد. بیایید با ایمان، علم، ادب و غیرت در برابر هجوم فرهنگی بیگانه بایستیم و فرهنگ‌مان را به‌عنوان امانتی پرعزت برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

Exit mobile version