پاکستان اجراکنندهء مورد اعتماد منافع غرب در منطقه

عبدالرازق مزمل

در تاریخ معاصر افغانستان شاهد جنگی طولانی و پیچیده بوده است که ریشه‌های آن تنها به منطقه محدود نمی‌شود بلکه نتیجهٔ بازی‌های ستراتیژیک پنهان و آشکار قدرت‌های جهانی است، رژیم نظامی پاکستان (ارتش و استخبارات) در این بازی نقشی را ایفا کرده که چهرهٔ یک نیروی اجیر را داشته است، به درخواست و با حمایت مالی غرب به‌ویژه امریکا اقدامات این نیرو علیه مردم مؤمن افغانستان و در برابر ثبات کشور، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی از بزرگ‌ترین چالش‌ها به‌شمار می‌رود.

رژیم نظامی پاکستان که از آغاز بر پایهٔ فرهنگ استعمار بریتانیا شکل گرفته است افسران آن در آکادمی‌های نظامی غرب آموزش دیده‌اند و ذهنیت آنان به‌جای تأمین منافع کشور و ملت خود؛ برای اجرای سیاست خارجی امریکا شکل داده شده است.

رهبران این رژیم که همواره به‌عنوان مزدور امریکا منافع ملی کشور خود را قربانی کرده‌اند؛ از جنرال ضیاءالحق گرفته تا جنرال پرویز مشرف و حاکمان نظامی کنونی پیوسته آمادهٔ اجرای پروژه‌های استخباراتی امریکا بوده‌اند، آنان همراه با استخبارات امریکا (CIA) برای آزار مسلمانان طرح‌ها ترتیب داده و عملی کرده‌اند و در چهار دههٔ گذشته در منطقه از قابل اعتمادترین مجریان اهداف ستراتیژیک امریکا و ناتو بوده و هستند؛ در بدل آن نیز هزاران دالر کمک‌های نظامی از غرب دریافت کرده‌اند.

این رژیم نظامی که از دهه‌ها پیش آرزوی مداخله در امور داخلی افغانستان و ایجاد اداره‌ای در کابل را در سر داشت که بر اساس اشاره‌های اسلام‌آباد حرکت کند، همچنان نظریه‌ای را با نام «عمق استراتژیک» دنبال می‌کرد که بر اساس آن افغانستان باید منطقه‌ای زیر نفوذ آن در برابر هند و غرب باشد، اما این آرزوهای ارتش پاکستان که بر کنترل نیابتی افغانستان استوار بود با ارادهٔ استوار و وحدت مردم مؤمن افغانستان ناکام ماند و هرگز تحقق نخواهد یافت.

زمانی که در پایان سال ۱۹۷۹ اتحاد شوروی وارد افغانستان شد غرب همراه با پاکستان بنیان یک جنگ نیابتی را گذاشت، بر اساس سیاست امریکا استخبارات نظامی پاکستان (ISI) مسئولیت آموزش مجاهدین، توزیع سلاح و مدیریت گروه‌ها را به‌عهده گرفت، در این مرحله اگرچه پاکستان از یک سو حامی مقاومت افغان‌ها به نظر می‌رسید اما از سوی دیگر میان این گروه‌ها چنان تفرقه و ساختار قدرتی ایجاد کرد که بعدها زمینهٔ جنگ‌های داخلی را فراهم ساخت.

همچنین زمانی که امریکا در سپتمبر سال ۲۰۰۱ بر افغانستان حمله کرد رژیم نظامی پاکستان برای اجرای طرح‌های غرب؛ خاک خود، حریم هوایی و اطلاعات استخباراتی را در اختیار آنان قرار داد، اما در سال ۲۰۲۱ هنگامی که بساط قدرت برتر جهان و مزدورانش در افغانستان به‌طور کامل جمع شد؛ رژیم نظامی پاکستان با حمایت بابای خود (غرب) برای جبران ناکامی‌های گذشته؛ جبهه‌های پنهان و آشکار تازه‌ای را برای ایجاد تفرقه در خاک افغانستان گشود.

نخستین تلاش برای این تفرقه که به شکل محاصرهٔ اقتصادی ظاهر شد آن بود که رژیم نظامی بندرهای زمینی مانند تورخم و سپین بولدک را به دلایل نامعلوم برای مدت طولانی بست، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر انتقال کالاهای تجاری وضع کرد و در برابر تولیدات داخلی افغانستان موانع تعرفه‌ای ایجاد نمود.

تلاش دیگر از طریق فشارهای سیاسی و نظامی صورت گرفت، استخبارات نظامی پاکستان مخالفان تبعیدی افغانستان و گروه‌های مسلحی را که در جنگ‌های دهه‌های گذشته نیز همین رژیم از آنان حمایت کرده بود دوباره فراخواند و برای ایجاد بی‌ثباتی در برابر نظام جدید افغانستان؛ مراکز پنهانی ایجاد کرد؛ همان‌گونه که در دههٔ ۱۹۹۰ برای جنگ میان مجاهدین ترتیب داده بود.

سومین و خطرناک‌ترین تلاش از طریق گروه‌های تروریستی انجام شد؛ رژیم نظامی پاکستان راه تأمین مالی، آموزش و پناه دادن به شاخهٔ خراسان داعش و دیگر گروه‌های مخالف امارت اسلامی را از خاک خود باز گذاشت تا از طریق انفجارها، ترورهای هدفمند و حمله به اماکن مذهبی در شهرهای افغانستان؛ اعتماد مردم به نظام جدید را تضعیف کرده و بدین وسیله منافع غرب را حفظ کند، اما نیروهای امنیتی افغانستان که اکنون زیر چتر یک فرماندهی مرکزی واحد فعالیت می‌کنند در برابر این دست‌های پنهان عملیات‌هایی انجام دادند که پناهگاه‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی را با خاک یکسان ساخت.

در پایان، رژیم نظامی احتمالاً دریافته است که افغانستان برخلاف دهه‌های گذشتهٔ اشغال، جنگ‌های نیابتی و مداخلات خارجی؛ اکنون از یک نظام اسلامی کاملاً مستقل برخوردار است که نتیجهٔ سال‌ها قربانی، صبر و استقامت مردم مؤمن افغانستان می‌باشد، هر هدف شوم رژیم نظامی و بابایش با کمک الله تعالی و حمایت مردم مجاهد مؤمن در نطفه خنثی شده و تحت رهبری یک قیادت مرکزی، مستقل و اسلامی؛ ارادهٔ استواری برای تحکیم ثبات، امنیت و حاکمیت ملی کشور نشان داده است.

همچنین هرگونه تلاش برای ادامهٔ جنگ‌های نیابتی قدرت‌های غربی و منطقه‌ای را رد کرده و اعلام نموده است که افغانستان دیگر میدان اجرای هیچ طرح خارجی نخواهد شد، سیاست خارجی کشور بر اساس تعامل مثبت استوار است، اما بر سر حاکمیت ملی و ارزش‌های اسلامی با هیچ‌کس معامله نخواهد کرد.

Exit mobile version