پاکستان و داعش از دریچه جنگ فکری و روانی بخش دوم و پایانی

ارسلا حسان

داعش و پاکستان چگونه از جنگ روانی و فکری استفاده می‌کنند؟

اکنون که تا اندازه‌ای درباره جنبه‌های مختلف جنگ فکری و روانی بحث شد، می‌خواهیم در این بخش نیز تا حدودی بر ابعاد دیگر موضوع روشنی بیندازیم. در مطالب پیشین بحث کردیم که کشورهای کفر تلاش می‌کنند برای دستیابی به اهداف خود و پیشبرد جنگ روانی، کشورهای موسوم به اسلامی را به ابزارهایی برای رسیدن به اهداف خویش تبدیل کنند و همچنان اشخاصی را که به‌اصطلاح از نظر عقیده و تفکر ضعیف‌اند، در راستای منافع خود قرار دهند.

در میان همین کشورها، برخی قدرت‌های جهانی برای تحقق اهداف سیاسی و استراتژیک خود از بازیگران مختلف منطقه‌ای، رسانه‌ها و شبکه‌های استخباراتی و به‌ویژه از داعش و رژیم نظامی پاکستان استفاده می‌کنند و میدان جنگ فکری و روانی را گسترش می‌دهند.

در همین راستا، گروه‌هایی مانند داعش از نتایج یا پروژه‌های استراتژیک قدرت‌های خارجی به شمار می‌روند. امریکا و شماری دیگر از کشورهای کافر برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای خود از برخی مجاری و شبکه‌های منطقه‌ای، از جمله رژیم نظامی پاکستان، استفاده می‌کنند؛ امری که به تضعیف امت اسلامی، گسترش تفرقه میان مسلمانان و تداوم ناامنی می‌انجامد.

پاکستان تلاش می‌کند با استفاده از جنگ روانی و فکری به اهداف شوم خود ــ که عبارت از غلامی کفر و بقای خودش است ــ دست یابد. آن‌ها در راستای ایجاد ناامنی در منطقه، در ایجاد و به‌کارگیری گروه‌ها و سازمان‌های مختلف تروریستی نقش دارند که داعش نیز یکی از این گروه‌هاست.

آن‌ها به‌صورت مشترک ــ رژیم نظامی پاکستان و داعش ــ پروژه‌هایی را برای پیشبرد اقدامات تروریستی در منطقه راه‌اندازی می‌کنند و سپس با استفاده از تبلیغات، خود را بی‌طرف یا حتی قربانی این اقدامات معرفی می‌نمایند.

۱. به شهادت‌رساندن علمای جید و شیوخ گرامی؛
۲. بدنام‌کردن، زندانی‌کردن و به شهادت‌رساندن بزرگان و متنفذان قومی؛
۳. دامن‌زدن به تعصبات تحت عناوین قومی و منطقه‌ای؛
۴. تحریک مردم زیر شعارهای به‌ظاهر پاک، راه‌اندازی تظاهرات و اعتصابات.
این‌ها همه اقداماتی است که رژیم نظامی پاکستان و داعش به‌صورت مشترک پیش می‌برند و هم‌زمان برنامه‌های روانی، فکری، تبلیغاتی و رسانه‌ای مشترکی را نیز راه‌اندازی می‌کنند. آن‌ها ویدیوهای جعلی و اعلامیه‌های مطبوعاتی ساختگی را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که گویا این اقدامات از سوی آن‌ها صورت نگرفته است و مسئولیت آن را بر عهده طرف‌های دیگر می‌اندازند.

آن‌ها علما، شیوخ گرامی، متنفذان قومی، فعالان جوان و دیگر افراد را نخست وادار می‌کنند که در برابر کشورهای دیگر، احزاب سیاسی و به‌ویژه امارت اسلامی موضعی تند اتخاذ کنند و اظهارات تند و مخالف شرایط موجود بیان نمایند اما پس از آن، همین داعش و رژیم نظامی پاکستان برای از میان برداشتن آنان اقدام می‌کنند.

هنگامی که داعش و رژیم نظامی پاکستان چنین اقدامات تروریستی‌ای را انجام می‌دهند، سپس برای پاک‌نمایاندن خود و کسب برائت و نیز دستیابی به اهداف روانی و تبلیغاتی خویش، اعلامیه‌های جعلی و به‌اصطلاح رسمی منتشر می‌کنند. آن‌ها برای این منظور هزاران حساب و نشانی جعلی در شبکه‌های اجتماعی دارند تا از طریق آن تبلیغات گسترده و دروغین به راه بیندازند.

همچنان در کنار نشانی‌ها و حساب‌های جعلی شبکه‌های اجتماعی، هزاران تلویزیون، رادیو و نشریه چاپی را فعال نگه داشته‌اند و از پیش، برای پنهان‌کردن اقدامات وحشیانه و تروریستی خود و نسبت‌دادن چنین اعمالی به دیگران، مواد تبلیغاتی گسترده‌ای آماده می‌کنند. از این طریق ذهن مردم را مشوش می‌سازند تا موضوعات اصلی از دید آنان پنهان بماند.

راه دیگری که داعش و رژیم نظامی پاکستان در پیش گرفته‌اند، این است که اشخاص جعلی را تحت عناوین ملا، عالم، استاد و رهبر قومی تربیت کرده و می‌کنند و با استفاده از همین عناوین، به اهداف شوم خود ــ که تسخیر فکری و عقیدتی است ــ دست می‌یابند. خلاصه اینکه جنگ روانی و فکری، یکی از جنگ‌های پنهان و تأثیرگذاری است که جهان کفر، به‌ویژه رژیم پاکستان، داعش و امریکا، برای تسخیر افکار امت اسلامی و دستیابی به اهداف شوم خود سازمان‌دهی می‌کنند.

هرچند در این جنگ از سلاح‌های فیزیکی استفاده نمی‌شود اما پیامدهای آن بسیار عمیق و درازمدت است؛ از همین‌رو، شناخت این نوع جنگ و مقابله با آن از طریق علم، بصیرت، اطلاعات دقیق و آگاهی رسانه‌ای، برای هر جامعه‌ای یک نیاز مهم و اساسی است.

Exit mobile version