رژیم نظامی و تلاش‌های ناکام برای نجات خود

خالد عابد

رازهای کرایی، غلامی، فروختن و پیمان‌های ناکام فوج پاکستان در برابر چشمان هر باسواد و بی‌سواد یا دست‌کم هر کسی که از شعور سیاسی برخوردار باشد، چنان آشکار است مانند آفتابی که هر روز طلوع می‌کند و همه آن را می‌بینند. در این روزگار که جهان با بحران‌های بزرگ سیاسی روبه‌رو است و جنبه‌های گوناگون زندگی بشری را متأثر ساخته است که بُعد اقتصادی از همه مهم‌تر و پس از آن ابعاد دینی، سیاسی، فرهنگی، علمی و تمام عرصه‌هایی که جوامع بشری در زندگی روزمره خود به‌گونه کوتاه‌مدت یا درازمدت به آن نیاز دارند، متضرر شده است.

در مورد اداره تروریستی پاکستان راجع به ملت‌های اسیر و خود ساختار این کشور سخنان زیادی می‌توان گفت اما آنچه در حال حاضر برای مردم مسلمان پاکستان و همسایگان این کشور به یک دردسر بزرگ تبدیل شده، حاکمیت رژیم نظامی ظالم بر سرنوشت این ملت مظلوم است.

حلقه حاکم پاکستان از سوی آن ابرقدرت‌های شیطان‌صفت تمویل می‌شود و سیاست‌هایش نیز از سوی آن‌ها تعیین می‌گردد که ملت‌های مظلوم را زیر چتر این حلقه حاکم با زور و جبر گرد آورده و بخشی از یک جغرافیا را «پاکستان» نام‌گذاری کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که حاکمان و مدعیان حاکمیت این جغرافیا خود نیز معنای آن را درک نمی‌کنند.

آن نیروهای شیطان‌صفتی که به رژیم نظامی سیاست می‌دهند، می‌دانند که غلامان خودشان بسیار مظلوم‌اند. نه می‌توانند درباره خود تصمیم بگیرند و نه توانایی آن را دارند که از این جغرافیای جعلی دفاع و نگهداری کنند. از همین‌رو سیاست‌های بیگانگان به‌ گونه‌ای است که نتیجه آن در نهایت ظلم و ستم بر خود می‌باشد.

نمونه‌های آشکار این ظلم را می‌توان در میان ملت‌های مظلوم مسلمان در زیر سایه همین حلقات نظامی مشاهده کرد. چنان‌که مریم نواز، یکی از اعضای حلقه حاکم و ساکن و وزیر اعلی ایالت پنجاب آشکارا خیبرپختونخوا و ایالت بلوچستان و مردم آن را متهم می‌کند که آن‌ها پنجاب و پنجابی‌ها را ناامن می‌سازند در حالی که مردم پشتونخوا و بلوچستان برای یافتن مادران، خواهران، برادران، پدران و ناموس‌های ناپدیدشده خود به پا خاسته‌اند.

آن‌ها در منابع طبیعی خود خواهان حق و زمینه‌های کار هستند، در سرزمین خود و در خانه خود امنیت، محصولات و تولیدات خود را به قیمت ارزان و برای خودشان می‌خواهند. رژیم‌هایی که ساختارشان جعلی باشد یا از سوی دیگران ایجاد شده باشند یا سیاست‌هایشان از سوی بیگانگان تعیین شود، همواره خود را بزرگ‌تر از قدرت و موجودیت واقعی‌شان نشان می‌دهند. هرگاه یک رژیم بیش از اندازه ساختار طبیعی خود متورم و بزرگ جلوه داده شود، در میدان واقعیت و یا اگر روشن‌تر بگوییم در میدان مقابله، به فرار یا خودفریبی روی می‌آورد که زیان‌های آن حتی از شکست در میدان مبارزه نیز بزرگ‌تر است.

رژیم نظامی پاکستان یکی از همین رژیم‌هاست که مدعی داشتن یک اردوی مجهز یک‌میلیونی (۱٬۰۰۰٬۰۰۰)، نیرومندترین دستگاه استخباراتی جهان (آی‌اس‌آی) و نظام دارای بمب اتمی است. اما همین اردو در یک روز با شمار نود هزار (۹۰٬۰۰۰) نفر تسلیم شده است و از همین اردوی مجهز کشوری به نام بنگلادیش جدا شده است. همین اردوی مجهز صدها فرزند ملت خود را ناپدید کرده و همین رژیم نظامی غلام است که در تاریخ خود هیچ پیروزی نظامی ندارد.

اما در نتیجه تشکیلات بیگانه و جعلی اداره اجیر پاکستان که همواره خود را بزرگ‌تر و نیرومندتر از واقعیت خویش نشان داده است، کشورهای زیادی فریب خورده و میلیاردها دالر به آن قرض داده‌اند که در این میان قرض‌های چین و امارات متحده عربی آشکار است. در اواخر عربستان سعودی نیز به این کشور اعتماد کرد و با آن پیمان دفاعی بست اما همزمان با حملات امریکا بر ایران، ایران بر عربستان سعودی حملاتی انجام داد که این کشور هیچ‌گاه با چنین حملاتی روبه‌رو نشده بود.

بر اساس پیمان دفاعی باید پاکستان دوشادوش عربستان سعودی ایستاده می‌شد اما رژیم نظامی پاکستان برای فرار و رهایی از این مسؤولیت، بمباران غیرنظامیان افغانستان را آغاز کرد. گویا می‌خواست به زبان حال بگوید که ما سرگرم دفاع از خود هستیم و نمی‌توانیم همزمان در دو جا حضور داشته باشیم. عربستان سعودی بار دیگر این پیمان را تمدید کرد و این‌بار کشور سومی به نام ترکیه نیز به پاکستان اعتماد کرد و همراه با عربستان سعودی پیمان دفاعی‌ای به نام «مکه» را امضا کرد اما این‌بار حوثی‌های یمن بر عربستان سعودی حمله کردند و حتی گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه آن‌ها بر تأسیسات برقی مکه مکرمه و مسجد نبوی حمله کرده‌اند اما اداره اجیر پاکستان برای رهایی از مسؤولیت، ایجاد بهانه‌ و فرار از میدان بار دیگر بمباران غیرنظامیان افغانستان را آغاز کرد.

فوج اجیر پاکستان، حلقه حاکم و حامیان خارجی شیطان‌صفت آن‌ها هرگز نمی‌خواهند ملت‌های مسلمان در امنیت باشند بلکه تاریخ گواه است که با ایجاد این رژیم نظامی، نه مردم پاکستان در امنیت بوده‌اند، نه کشورهای جهان عرب از گدایان رهایی یافته‌اند، نه کشورهای همسایه پاکستان روابط آرام و پایدار داشته‌اند و نه کشورهای دور و نزدیک آسیای مرکزی میزبان ثبات درازمدت دینی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و اجتماعی بوده‌اند.

اکنون زمان آن فرا رسیده است که کشورها در برابر این زیان مشترک دست به دست هم بدهند، کشورها و ملت‌های شان را از شر رژیم نظامی شرور رهایی بخشند و بر بنیاد هویت تاریخی خویش، روابط مؤثر و سودمند با یکدیگر ایجاد کنند.

Exit mobile version