پایان شکیبایی استراتژیک در برابر رژیم نظامی پاکستان!

بصیر عابد

افغانستان از نگاه دفاعی در سطح منطقه و جهان همواره کشوری ضعیف پنداشته می‌شد اما به نظر می‌رسد که امارت اسلامی افغانستان این معادله را دگرگون ساخته است؛ در داخل کشور امنیت را تأمین کرده و اکنون در صدد برطرف‌کردن تهدیدات موجود در پیرامون خود نیز برآمده است. نزدیک به پنج سال می‌شود که حکومت افغانستان استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و امنیت کشور را به‌ گونه‌ای مدیریت و پاسداری کرده است که در بسیاری موارد با عملکرد کشورهای پیشرفته قابل مقایسه دانسته می‌شود.

در سطح منطقه و جهان همواره تلاش بر آن بوده است که افغانستان کشوری بی‌ثبات و فاقد اقتدار ملی باقی بماند تا بهره‌برداری از موقعیت و ظرفیت‌های این سرزمین برای دیگران آسان‌تر گردد. این تلاش‌ها به‌صورت آشکار هنوز هم از سوی رژیم نظامی مزدور پاکستان ادامه دارد و چه‌بسا برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز در پس پرده از آن حمایت کنند. افغانستان از یک‌سو به دلیل ارزش‌های اقتصادی خود و از سوی دیگر به سبب رویکرد اسلامی و مستقل خویش، همواره با دشمنی‌ها و مخالفت‌های منطقه‌ای و جهانی روبه‌رو بوده است.

افغانستان امروز بار دیگر دارای نظامی مبتنی بر شریعت اسلامی است؛ نظامی که توانسته منافع، ارزش‌ها و ظرفیت‌های این سرزمین را در ابعاد مختلف حفظ و صیانت کند. از سوی دیگر کشورهای منطقه با مشاهده موفقیت سیاست‌های حکومت افغانستان، در پی گسترش روابط با کابل هستند اما همچنان به دلیل نگرانی از واکنش قدرت‌های جهانی، با احتیاطی زیان‌بار و محافظه‌کارانه عمل می‌کنند.

در همسایگی افغانستان، رژیم نظامی پاکستان که در طول تاریخ خود همواره نقش یک ابزار و وابسته را ایفا کرده است، بار دیگر می‌کوشد به اشاره قدرت‌های بیرونی، اعضای نظام ناکام جمهوری پیشین افغانستان، عناصر فتنه‌گر داعش و حتی نیروهای وابسته به خود را در برابر استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و امنیت افغانستان به کار گیرد.

آمریکا در افغانستان شکستی تحقیرآمیز را تجربه کرده است و پاکستان نیز که همواره به‌ عنوان یکی از کانون‌های اصلی پرورش تروریسم در منطقه شناخته شده، نه از وحدت ملی استواری برخوردار است، نه موقعیت جغرافیایی آن دارای اهمیت منحصر به‌فرد است و نه از منظر اقتصادی منطقه‌ای ارزش برجسته‌ای دارد. این کشور در طول تاریخ خود بارها ساختار حکومتی و ظرفیت‌هایش را در برابر پرورش و صدور تروریسم به منبع درآمد و امتیاز تبدیل کرده است. اکنون چنین پنداشته می‌شود که پاکستان در ادامه همان استراتژی تاریخی، مأموریت تازه‌ای را از کشورهای غربی، به‌ویژه ایالات متحده برای آموزش و سازمان‌دهی عناصر داعش، گردآوری نیروهای وابسته به نظام جمهوری پیشین و به‌کارگیری نیروهای وابسته به خود در راستای ناامن‌سازی افغانستان برعهده گرفته است.

امارت اسلامی افغانستان در مدت کوتاهی با درک این واقعیت‌ها خود را برای مقابله با تهدیدات مذکور آماده و منسجم ساخته است. این حکومت بارها رژیم نظامی پاکستان را نسبت به اشتباهات و تجاوزات ناعادلانه‌اش هشدار داده بود اما به گفته بسیاری از شهروندان پاکستان، قوماندانان نالایق نظامی آن کشور چنان در وابستگی و فرمان‌بری از دیگران غرق شده‌اند که توان تشخیص واقعیت‌ها و تصمیم‌گیری عاقلانه را از دست داده‌اند.

امارت اسلامی افغانستان که نسبت به تهدیدات برخاسته از خاک پاکستان آگاهی کامل داشت، با وجود هشدارهای مکرر مشاهده کرد که رژیم نظامی پاکستان همچنان سیاست‌های از پیش تعیین‌شده خود را دنبال می‌کند. از همین‌رو ناگزیر شد مستقیماً وارد عمل شود و در داخل بلوچستان و خیبر پشتونخوا مراکز وابسته به عناصر داعش و گروه‌هایی را هدف قرار دهد که امنیت افغانستان و ملت مظلوم آن را تهدید می‌کردند.

شواهد، قرائن و نیز نوع عملکرد حکومت افغانستان نشان می‌دهد که احتمالاً دوران سیاست صبر استراتژیک در برابر پاکستان رو به پایان است و در آینده، رویکرد مبتنی بر واکنش سریع و قاطع در برابر تهدیدات، با قدرت و شدت بیشتری دنبال خواهد شد.

Exit mobile version