چنان خیالی که هرگز به حقیقت بدل نخواهد شد!

ابوجاوید

در این سرزمین برای آرمانی بزرگ مبارزه‌ای به پا خاست؛ مبارزه‌ای که شاید تاریخ، نظیری برای آن در سینه نداشته باشد. این آرمان به ثمر نشست. نظام اسلامی در سراسر جغرافیای افغانستان برقرار شد و بساط اشغال برچیده گشت؛ همان اشغالی که بر پیکر رنجور افغانستان سایه افکنده بود. آزادی‌ای آمد که جان‌های تشنه، سال‌ها در پی آن سرگردان بودند.

اما هنوز فرعونیان زمانه هستند که در پی چپاول این آرمان‌اند و می‌کوشند تا شالِ آزادی را که بر سر ما افکنده شده، لکه‌دار کنند. دیوانه‌ای که امروز بانگ تسخیر بگرام را سر می‌دهد، همان حاکم مغروری‌ست که دیروز اعتبار جهانی خود را از دست داد؛ و اکنون می‌خواهد آن وجاهت از دست رفته را بازگرداند.
اما چگونه؟
از راه حمله‌ی نظامی؟
یا در قالب تعامل سیاسی؟

اگر راه نخست را برگزیند، این تنها تکرار یک تجربه‌ی شکست‌خورده خواهد بود. نه تنها آن هیبت از دست‌رفته بازنمی‌گردد، بلکه بیشتر نیز خدشه‌دار خواهد شد؛ چرا که این سرزمین شاید برای نخستین بار زیر یوغ استعمار برود اما هیچ استعمارگری هنوز نیامده است که بتواند دوام آن را تضمین کند هرچند در اوج تکنالوژی و قدرت نظامی باشد.

و اگر به تعامل سیاسی امید بسته است، نخست باید رهبری موجود را بشناسد. عجیب است که چگونه از رهبری‌ای که برای حفظ حرمت یک مهمان از همه‌چیز گذشت، چنین انتظاری دارند؟ چگونه می‌توان از چنین رهبری‌ای انتظار خیانت داشت در حالی‌که بیست سال، برای همین آرمان جنگیده است؟

این کاملاً ناممکن است که رهبری قائم، بر سر بگرام با ترامپ معامله کند. موضع این رهبری روشن است. از آمریکا خواسته است که به توافق دوحه پایبند بماند، از نیروی نظامی علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی افغانستان استفاده نکند و از مداخله در امور داخلی کشور دست بکشد.

موضع امارت اسلامی کاملاً منطقی و عقلانی است. همزمان، این موضع یادآور شکست‌های گذشته‌ی آمریکا نیز هست. آن‌ها گفته‌اند: به جای تکرار تجارب ناکام، باید راهی عاقلانه و واقع‌گرایانه در پیش گرفت. اگر آمریکا در پی رقابت‌های منطقه‌ای باشد و یا اهدافی دیگر در سر داشته باشد، هیچ‌یک به نتیجه نخواهد رسید. ما منافع خود را داریم که مهم‌ترین آن‌ها، تمامیت ارضی کشور است؛ و این موضوع به هیچ وجه قابل معامله نیست.

بگرام بخشی از افغانستان است. بخشی ارزشمند که به هیچ قیمتی بیگانه نخواهد شد و به هیچ وجه فروشی نیست. در این‌جا ملت افغانستان علیه حضور بیگانگان ایستاد، جهاد کرد و آنان را بیرون راند. اکنون با کدام عقل دوباره برای بازگشت بیگانگان لابی شود؟ باید نبض این ملت را درک کرد و باید احساساتش را شناخت. اگر این ملت خواهان پایگاه‌های آمریکایی بود، هرگز بیست سال مبارزه نمی‌کرد.
آمریکا دفعه‌ی پیش از این خاک چیزی به دست نیاورد، و این بار نیز دست خالی بازخواهد گشت.

Exit mobile version