یورش فکری؛ از دگرگون‌سازی مفاهیم آغاز می‌شود و به تباهی جامعه می‌انجامد!

نعمان سعید

یورش فکری آن حملهٔ خطرناکی است که مانند تفنگ و بمب نیست؛ بلکه از ذهن و اندیشه آغاز می‌شود، این نوع جنگ؛ عقیده، فکر و فرهنگ انسان را هدف می‌گیرد تا ملت‌ها را از درون تضعیف کند.
نخستین گام در یورش فکری دگرگون‌ساختن ذهن‌ها، مفاهیم و اصطلاحات مردم است؛ چیزهایی که در گذشته نیک شمرده می‌شد، بد معرفی می‌گردد و آنچه بد به شمار می‌رفت، زیر نام «آزادی» و «تمدن» زیبا و ارزشمند جلوه داده می‌شود.

از سده‌ها به این‌سو مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی با جنگ‌ها و اشغال‌های گوناگون خارجی روبه‌رو بوده‌اند، این جنگ‌ها نه تنها خاک و دارایی مسلمانان را در چنگ خود گرفته، بلکه تاریخ، هویت و فرهنگ آنان را نیز زیر تأثیر قرار داده است.

جنگ فکری یعنی تغییر فکر ملی، اصطلاحات و ارزش‌ها و جایگزین‌کردن مفاهیم، افکار و اصطلاحات بیگانه به جای آن‌ها، این جنگ بزرگ‌ترین ابزار اشغال است که اشغالگران برای تغییر ذهن و فکر ملت‌ها به کار می‌برند تا آنان را از درون از هم بپاشند تا کنترل‌شان برایشان آسان‌تر شود. اگر کسی جنگ افغانستان و آمریکا را پی‌گیری کرده و سیمای پنهان قدرت استعماری و ساختارهای غربی را بررسی کرده باشد برایش روشن شده که در کنار تهاجم نظامی؛ جنگی بر ضد عقاید، افکار ثابت، ارزش‌ها و فرهنگ‌ها نیز جریان داشت.

ما دیدیم که نیروهای استعماری در کنار کاربرد بمب و سلاح؛ صدها اصطلاح و مفهوم و محتوا نشر می‌کردند تا حقایق را تحریف کنند، هویت و تاریخ ما را بدنام سازند و عقاید و باورهای مردم را تغییر دهند.

آنچه در جریان جنگ بیست‌ساله واضح دیدیم این بود که اشغالگران از همان روز نخست کوشیدند تا به هر صورت ممکن جنگ فکری و فرهنگی را زنده نگه دارند و برای این منظور از عنوان‌های گوناگون و ابزارهای تخریبی و تروریستی متعدد استفاده کردند تا ارزش‌های اجتماعی، تاریخ و تمدن، عنعنات فرهنگی، عادت‌های فکری و یادگارهای مذهبی ما را نابود سازند.

اشغالگران میراث‌های تاریخی ما را ویران کردند، آثار را غارت نمودند و یادگارهای مذهبی را از بین بردند. هدف این بود که فکر و فرهنگ اصیل هزاران سالهٔ ما را تضعیف کنند، رسم و ارزش‌های ما را تغییر دهند و در عوض؛ آمیزه‌ای از ارزش‌های غربی و بیگانه را جایگزین سازند و هویت اجتماعی ما را از ریشه جدا کنند.

آن‌ها نخست زبان‌های ملی ما را هدف قرار دادند، حقایق را جعل و تاریخ را تحریف کردند و با دگرگون‌کردن اصطلاحات می‌کوشیدند به هدف مهم خود برسند، و آن عبارت بود از ویران‌کردن ساختار اجتماعی، اخلاقی، دینی و اصیل خانوادهٔ ما، این ستراتیژی آنان بود و برای آن میلیاردها دالر مصرف کردند؛ زیرا این‌ها چیزهایی‌اند که در برابر اشغال سد و مانع محسوب می‌شوند و وحدت و اقتدار سیاسی ملت‌ها را تضمین می‌کنند.

اشغالگران تا اندازه‌ای در اهداف خود کامیاب هم شدند؛ آنان با دزدیدن عقل‌ها، جعل حقایق، تحریف تاریخ و دگرگون‌ساختن برخی ارزش‌ها، یادگارها و مفاهیم این کار را انجام دادند؛ پیوند کامل با اسلام؛ تروریزم خوانده شد، جهاد و مبارزه در برابر اشغال «خشونت» نام گرفت و دفاع از خاک و مقدسات خود «تجاوز» معرفی گردید.
با از میان‌بردن افکار و ارزش‌های ثابت روشن شد که اشغالگران می‌خواهند مفاهیم اصیل را برهم بزنند و مرزها و تفاوت‌های میان آن‌ها را از بین ببرند ـ و همین‌گونه هم شد: خیر با شر مساوی شد، فاسد نجیب جلوه کرد، ظالم همانند مظلوم دیده شد، متجاوز چون مدافع معرفی گردید و اشغالگر به‌سان صاحب‌حق نمایش داده شد؛ و این دقیقاً همان چیزی بود که آنان می‌خواستند.

مقصود این است که در جنگ فکری هدف اصلی فکر مردم است؛ زیرا هنگامی که باورهای بنیادی یک ملت فرو بریزد، آن ملت راه خود را گم می‌کند و به هدفی آسان برای کنترل بدل می‌شود، به همین دلیل غرب همواره پشت شعارهای زیبا مانند «آزادی» و «دموکراسی»؛ برنامه‌های فکری را به پیش می‌برد تا در جامعه نفوذ کند.

گرچه افغانستان از اشغال فیزیکی رهایی یافته است؛ اما به سبب نشناختن اهداف و پیامدهای ویرانگر جنگ فکری؛ جامعهٔ ما هنوز تا اندازه‌ای زیر نفوذ اشغال فکری قرار دارد، اگر از خطرها و زیان‌های اشغال فکری آگاهی داده نشود و عوامل ثبات مبارزه و راه‌های جلوگیری از نفوذ فکری سنجیده نگردد، نظریه‌های غربی موجود به افکار اصلی نسل آیندهٔ ما بدل خواهند شد و این به ساختار فکری و اخلاقی جامعهٔ افغانی آسیب بسیار سخت وارد خواهد کرد، برای نجات جامعه باید ثبات اجتماعی تقویت شود، شکاف‌های فکری بسته گردد و ارزش‌های بنیادین ما استوار بماند.
پس هنگامی که با چنین تهاجمی روبه‌رو هستیم که عقاید، افکار ثابت، فرهنگ، هویت، تاریخ و تمدن ما را هدف می‌گیرد؛ بیش از هر زمان مکلف هستیم که خود و جامعهٔ خویش را از هر راه ممکن محفوظ نگه داریم؛ زیرا زمانی که بنیادها، فرهنگ، خاک و حاکمیت یک ملت تهدید شود؛ بر آن ملت لازم است که همهٔ امکانات و توان خود را برای دفاع به کار گیرد.

این کار بدون آن ممکن نیست که عقل و اندیشه از نفوذ بیگانه محفوظ نگردد، هرگونه فکر و ارزشی بیگانه و دور از عقاید و ارزش‌های ما رد نشود و در اصول و ارزش‌های اصیل اسلامی خود مستحکم چنگ نزنیم و آن‌ها را تقویت نکنیم؛ زیرا این‌ها مرجع اصلی ما و تضمین بقای ما هستند.

Exit mobile version