نهم سنبله سال ۱۴۰۰ روزی بود که آخرین سرباز شرمندهٔ آمریکایی با اعتراف به شکست از خاک پاک افغانستان گریخت، این روز نه تنها پیروزی خون در برابر شمشیر و ایمان در مقابل وحشت بود بلکه نماد ارادهٔ ملتی در برابر قدرتهای بزرگ و ادعاهای پوچشان بود؛ ملتی که دشمن میپنداشت با زور و پول میتواند فرهنگی را نابود کند که ریشه در عمق جان یک ملت دارد؛ فرهنگی که با روح این مردم درآمیخته است.
این روز پایان اشغال نظامی را نشان میداد اما در حقیقت آغاز نبرد بزرگتری بود: بازپسگیری میدان اندیشه و فرهنگ از دست آن استعمارگری که هرچند در میدان جنگ شکست خورده بود، اما زهر افکار خود را در پیکر جامعه تزریق کرده بود.
اشغال بیستساله افغانستان تنها حمله نظامی نبود؛ آنان با خود بمباران فرهنگی نیز آوردند، آنان میپنداشتند با شبکههای رنگارنگ، القای ارزشهای بیگانه و ترویج شیوههای زندگیای که با اصالت این سرزمین بیگانه بود؛ چنان نسلهایی را پرورش دهند که از تاریخ پرافتخار و ایمان راسخ خود بیگانه شوند، آنها تلاش داشتند تا در اذهان جهانیان مجاهدین را «تروریست» جلوه دهند و جهاد و مقاومت مقدس یک ملت را به خشونت یک گروه فرو بکاهند.
اما در سنگرهای ژرف جنگ، جوانانی که در یک دست قرآن کریم و در دست دیگر سلاح داشتند؛ نه تنها در برابر تانکها ایستادند بلکه در برابر تهاجم فرهنگی نیز مقاومت کردند، ایمان آنان سد مستحکمی در برابر این یورش بود.
اکنون با وجود پیروزی بزرگ نظامی وظیفه ما پایان نیافته است، شاید سرباز دشمن رفته باشد اما میدان نبرد اکنون به عرصههای دیگر گسترش یافته است: میدان کتاب، مدرسه، رسانه، هنر و فضای مجازی.
دشمن شکست خورده اما با تمام توان تلاش دارد تا اندیشههای خود را مانند زهری شیرین از راههای پیچیده در جامعه تزریق کند؛ او میکوشد جوانان ما را با اندیشههای پوچ مادی فریب دهد، وحدت امت را با نیرنگ تفرقه از بین ببرد، و غیرت دینیای را که بزرگترین سلاح مجاهدین بود؛ به فراموشی بسپارد.
اکنون مسئولیت عالمان دین، نویسندگان، شاعران، استادان دانشگاه و هر افغان آزاده سنگینتر از هر زمان دیگر است، ما باید با همان شجاعتی که مجاهدین در میدان جنگ نشان دادند، به میدان نبرد فرهنگی و فکری وارد شویم، ما نیازمند تولید محتوای اصیل، احیای ارزشهای اسلامی-افغانی، تقویت نظام آموزشی بر بنیاد هویت ملی و دینی، و ایجاد مراکز نیرومند فکری هستیم تا در برابر دسیسههای دشمن بایستیم.
نبرد امروز، نبرد برای بازپسگیری افکار و قلبهاست، بیایید هوشیار باشیم! تا دشمن این بار با چهرهای متفاوت و زبانی فریبنده بازنگردد، پیروزی نهم سنبله به ما آموخت که هیچ نیرویی نمیتواند در برابر ارادهٔ وحدت ملت ایستادگی کند، اکنون باید این اراده را به میدانی منتقل کنیم که دشمن در آن عزم درهمشکستن تسلط فکری ما را دارد.
امروز افغانستان تحت حاکمیت امارت اسلامی این فرصت تاریخی را دارد که نهتنها استقلال نظامی خود را جشن بگیرد، بلکه پروژه بزرگ استقلال فکری و فرهنگی را نیز به پیش ببرد. این بزرگترین احترام به خون آن شهیدانیست که با فدای جانشان راه آزادی را گشودند.
بیایید اطمینان حاصل کنیم که نسلهای آیندهٔ افغانستان در کشوری آزاد، سربلند، با هویتی استوار و بینیاز از فرهنگ بیگانه زندگی کنند. نهم سنبله پایان اشغال بود اما آغاز مسئولیت بزرگی نیز بود؛ مسئولیت ساختن افغانستانی که در هیچ میدان محتاج دیگران و زیر سایه بیگانگان نباشد.
