تاریخ گاهی درسهای خود را چنان روشن و خونین مینویسد که انسان هرقدر هم بخواهد نمیتواند آنها را از چشم پنهان کند، هنگامی که به مناسبت ۲۴ اسد (۱۵ آکست) تحولات سیاسی و نظامی در سرزمین افغانستان را بررسی میکنیم؛ ذهن خودبهخود به این پرسش اساسی بازمیگردد که: چرا آزادی برای یک ملت تا این اندازه ضروری است؟ و چرا حاکمیت سیاسی، اقتصادی و حکومتی بیگانگان بر هر جامعه زندهای کمتر از زهری کشنده نیست؟
برای پاسخ به این پرسش نیازی به بحثهای نظری نیست تنها یادآوری حادثه خونین قندوز که در ۳ اکتبر ۲۰۱۵ رخ داد کافی است، در آن شب تاریک که سراسر شهر با هراس جنگ روبهرو بود، شفاخانه «پزشکان بدون مرز» (MSF) تنها پناهگاه مردم بیگناه بود اما هنگامی که هواپیمای جنگی AC-130 آمریکا بمباران این شفاخانه را آغاز کرد نه علائم بینالمللی نصبشده بر ساختمان شفاخانه سودی بخشید و نه اسناد و اطلاعاتی که تمام بخشهای ساختمان را مشخص کرده بود.
بمباران یک ساعت کامل ادامه یافت؛ بیمارانی که در اتاق عملیات بیهوش افتاده بودند همانجا سوختند و خاکستر شدند و بر پزشکانی که تلاش میکردند فرار کنند از آسمان باران آتش فرو ریخت، پس از آن کشتهشدن ۴۷ انسان تنها «یک اشتباه فنی» خوانده شد و دوسیهاش بسته شد.
این حادثه دردناک تنها یک رویداد تصادفی یا شکست نظامی نبود بلکه تصویری آشکار از این حقیقت بود که هنگامی که زمام قدرت در دست بیگانگان باشد خون ملت تحت سلطه برای آنان تا چه اندازه بیارزش است، هرگاه یک قدرت خارجی بر کشوری برتری اقتصادی، سیاسی یا نظامی پیدا کند منافع خود را زیر شعارهای فریبنده پیشرفت و دموکراسی پنهان میسازد، بزرگترین زیان این سلطه آن است که عزت، آبرو و حقوق انسانی ملت مظلوم و تحت سلطه ارزش خود را از دست میدهد.
دیدگاه اسلامی بهصراحت این امر را رد میکند که جوامع اسلامی در امور تصمیمگیری، اقتصاد و نظام حکومتی خود نیازمند کمک و حمایت نیروهای غیراسلامی یا بیگانه باشند، هدف اساسی قرآن و سنت آن است که انسان را از بندگی بیگانگان و بردگی روانی آزاد سازد و زمینه زندگی با عزت و خودکفایی را برای او فراهم کند، حاکمیت سیاسی بیگانگان حق تعیین اولویتهای یک ملت مسلمان را از آن میگیرد؛ در حالی که سلطه اقتصادی میتواند آن را چنان در بازارهای جهانی و وامها گرفتار کند که رهایی از این دام برایش ناممکن شود.
تا زمانی که یک کشور در تصمیمهای اقتصادی و سیاسی خود استقلال کامل نداشته باشد؛ دین، فرهنگ و نسلهای آینده آن هرگز نمیتوانند بهطور کامل مصون بمانند، ۲۴ اسد تنها روز شکست و خروج نظامی آمریکا نیست بلکه روز پیروزی اندیشهای است که آزادی هیچ جایگزینی ندارد، این روز به ما میآموزاند که آرامش ظاهری بهدستآمده در سایه نیروهای خارجی، سرابی کوتاهمدت است که سرانجام میتواند به فجایعی مانند فاجعه قندوز بینجامد.
هدف آزادی واقعی تنها بیرونراندن نیروهای خارجی نیست بلکه ایستادن بر پای خود و ساختن نظامی نیرومند، عادلانه و خودکفا است؛ نظامی که هیچ قدرت خارجی بار دیگر جرئت مداخله در آن را نداشته باشد، ملتها با زندگیکردن در پناه رحم و لطف بیگانگان هرگز نمیتوانند پیشرفت کنند، بقا و عزت آنان تنها در آزادی، استقلال، عزت نفس و پایبندی به اصول خودشان نهفته است.


































