افغانستان تنها سرزمینی است که افتخار نام «گورستان امپراتوریها» را در صفحات تاریخ پرافتخار و زرین خود ثبت کرده است، این ملتی است که در طول تاریخ با وجود مشکلات، زندانها، شکنجهها و صدها نوع ظلم دیگر هرگز تن به ذلت و بردگی نداده است، یکی از ویژگیهای افغانها نفرت عمیق از غلامی و بندگی است و آنان هرگز نمیخواهند استقلال و عقیدهشان از آنان گرفته شود، افغانستان همواره پناهگاه مردان دلیر، زنان شجاع و مجاهدان بوده است.
تاریخ این سرزمین با جهاد، مبارزه علیه اشغال، جنگهای داخلی و تحولات بزرگ سیاسی گره خورده است، در میان همین فراز و نشیبها ظهور جنبش اسلامی طالبان و تحولاتی که تا ۲۴ اسد ۱۴۰۰ به وقوع پیوست از فصلهای مهم تاریخ معاصر کشور به شمار میرود، فصلی که از میان ناامنی و جنگهای داخلی آغاز شد و پس از دو دهه جنگ و مبارزه به مرحلهٔ بازگشت حاکمیت امارت اسلامی رسید.
پس از سالها جهاد و فداکاری افغانها سرانجام اشغال شوروی با شکست مواجه شد، ملت افغانستان انتظار داشت ثمرهٔ این جهاد را در قالب استقلال، امنیت، وحدت و استقرار یک نظام اسلامی به دست آورد، استقرار نظام اسلامی برای افغانها آرمانی بزرگ بود؛ آرمانی که در سالهای جهاد برای تحقق آن هزاران قربانی تقدیم کرده بودند.
خلاصه اینکه پس از سقوط حکومت کمونیستی افغانستان با مرحلهای دشوار و بحرانی روبهرو شد، اختلافات سیاسی میان گروهها و احزاب مختلف و رقابت گروهها و احزاب بر سر قدرت شدت گرفت و کشور درگیر جنگهای داخلی شد، کابل و بسیاری از مناطق کشور شاهد درگیریهای خونین، ویرانی و بیثباتی بودند.
در بسیاری از مناطق مردم با ناامنی، زورگویی، حاکمیتهای محلی، خودسریهای گروههای مسلح، فساد، ظلم و رقابتهای قومی و حزبی روبهرو بودند، آرمان وحدت و ثباتی که مردم پس از سالها جهاد انتظار تحقق آن را داشتند، در میان کشمکشهای سیاسی و نظامی کمرنگ شد.
در چنین شرایطی به فضل و احسان الله متعال برای نجات ملت مظلوم افغانستان تحریک اسلامی از مدارس دینی و صفوف مجاهدین در جنوب افغانستان ظهور کرد، این تحریک خود را متعهد به پایان دادن به جنگهای داخلی، تأمین امنیت، مبارزه با فساد و برپایی نظام اسلامی میدانست، در حقیقت شکلگیری چنین جنبشی برای از میان بردن ظلم و فساد گروههای شر و فساد، یک نیاز جدی به شمار میرفت، این تحریک بهسرعت گسترش یافت، مناطق را یکی پس از دیگری تحت کنترل خود درآورد و سرانجام کابل نیز به دست مجاهدین امارت اسلامی افتاد.
با تشکیل امارت اسلامی افغانستان بخش بزرگی از کشور زیر چتر یک اداره و رهبری واحد قرار گرفت، یکی از دستاوردهای مهم آن دوره پایان دادن به جنگهای داخلی و ناامنیهای گسترده بود، راههای مواصلاتی کشور امن شد، قدرت فرماندهان محلیای که بر مردم خود ظلم و تعدی میکردند محدود گردید و در بخشهای گستردهای از کشور نظم و امنیت برقرار شد.
امارت اسلامی تلاش کرد به تعصبات قومی و حزبی پایان دهد و ملت افغانستان را زیر چتر یک نظام واحد گرد آورد، ملت افغانستان خود را مدیون این احسان میداند و هرگز آن را فراموش نخواهد کرد، مبارزه با فساد، تأمین امنیت و تطبیق احکام شریعت اسلامی از اهداف اساسی این نظام بود.
با این حال امارت اسلامی با مخالفتهای داخلی و فشارهای خارجی نیز روبهرو بود و افغانستان همچنان در مرکز تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشت.
حادثهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهانهای برای کفار جهان جهت از میان بردن نظام اسلامی و آزادی ملت افغانستان شد و فصل جدیدی را در تاریخ افغانستان گشود، پس از این حادثه ایالات متحدهٔ امریکا و متحدینش عملیات نظامی خود را در افغانستان آغاز کردند.
در مدت کوتاهی حکومت امارت اسلامی با سقوط مواجه شد و مجاهدین امارت اسلامی بر اساس رهنمود و توصیهٔ ملا محمد عمر مجاهد رحمهالله برای مدتی از صحنه عقبنشینی کرده و از مراکز قدرت فاصله گرفتند، از دید بسیاری از مردم شاید این پایان تحریک طالبان باشد؛ اما این پایان نبود بلکه آغاز مرحلهای جدید از مبارزه بود.
با ورود نیروهای اشغالگر خارجی و ایجاد یک نظام دموکراتیک فاسد و فرسوده افغانستان وارد مرحلهای جدید شد، مهاجمان خارجی حضور گستردهٔ نظامی داشتند و حکومت دستنشاندهٔ آنان نیز با حمایت سیاسی، مالی و نظامی آنان به فعالیت خود ادامه داد.
مجاهدین امارت اسلامی برای دفاع از سرزمین و مقدسات اسلامی خود، مبارزه علیه اشغالگران و مزدوران آنان را آغاز کردند، در نتیجه افغانستان برای مدت بیست سال یکی از طولانیترین جنگهای تاریخ معاصر خود را تجربه کرد، عملیاتهای نظامی، حملات هوایی، بمبارانها، ظلمها و جنایات نیروهای خارجی و حامیان آنان بازداشتها و درگیریهای مسلحانه خسارات سنگین جانی و مالی بر مردم کشور وارد کرد.
در همین مدت مجاهدین امارت اسلامی بهتدریج صفوف خود را دوباره سازماندهی و تقویت کردند و فعالیتهای نظامیشان را به مناطق مختلف کشور گسترش دادند، سالهای طولانی جنگ، هزاران شهید و زخمی بر جای گذاشت و خانوادههای بسیاری را در سوگ عزیزانشان نشاند، مجاهدین در این سالها در برابر اشغال خارجی و نیروهای داخلی مزدور آن مقاومت کردند؛ نیروهایی که غلامی و بندگی را به عادت خود تبدیل کرده بودند.
با وجود برتری همهجانبهٔ نیروهای خارجی از نظر نظامی و فنی جهاد و مبارزه ادامه یافت و موضوع خروج نیروهای خارجی به یکی از مسائل مهم سیاسی افغانستان تبدیل شد.
پس از سالها جنگ سرانجام روند مذاکرات برای پایان دادن به حضور نیروهای اشغالگر خارجی به رهبری امریکا آغاز شد، توافقنامهٔ دوحه زمینهٔ خروج نیروهای خارجی را فراهم کرد و همزمان با خروج آنان معادلات سیاسی و نظامی افغانستان بهسرعت تغییر کرد.
در سال ۱۴۰۰ پیشرویهای مجاهدین امارت اسلامی شتاب گرفت، ولایتها یکی پس از دیگری فتح شدند و ساختار حکومتی جمهوری و دموکراسی با سرعتی بیسابقه فروپاشید.
سرانجام کابل در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ به دست فرزندان این سرزمین و مجاهدین افتاد و حکومت دستنشاندهای که تحت حمایت یهود و نصارا قرار داشت نیز سقوط کرد.
داستان افغانستان از پیروزی بر اتحاد شوروی تا ۲۴ اسد ۱۴۰۰ داستان زندگی چندین نسل است که در میان جنگها، اشغال، اختلافات داخلی و تحولات سیاسی زندگی کردهاند، در تمام این سالها استقلال و حاکمیت سیاسی کشور همراه با مطالبهٔ استقرار یک نظام اسلامی از خواستهها و مباحث مهم بخش بزرگی از جامعهٔ افغانستان بوده است.
ظهور و قیام مجاهدین امارت اسلامی افغانستان حرکتی بود که از میان جنگهای داخلی و ناامنیها سربرآورد؛ برای مدتی بر بخش بزرگی از افغانستان حکومت کرد، پس از حملهٔ امریکا از قدرت کنار زده شد، بیست سال در برابر نیروهای خارجی و حکومت مورد حمایت آنان مبارزه کرد و سرانجام در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ بار دیگر به کابل بازگشت.
الحمدلله امروز ملت افغانستان دارای نظامی اسلامی، آزاد و مستقل است؛ خواستهای که همواره و در سالهای اخیر از آرمانهای پایدار ملت افغانستان بوده است.
اما دشمنانی که همچنان در اندیشهٔ نابودی اسلام و نظام اسلامی هستند باید از متجاوزان و اشغالگرانی عبرت بگیرند که با ورود به این سرزمین مقدس رسوا و خوار شدند؛ زیرا این ملت آزاد و مستقل هرگز نمیپذیرد که تحت سلطهٔ کفار و پروژههای آنان قرار گیرد.
