حدیبیه؛ یک درس بزرگ از تدبیر رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای افغانستان امروز!

عبدالله انصاری

ما بسیار اوقات دربارهٔ یک تصمیم، بر اساس روز نخست آن قضاوت می‌کنیم. اگر تصمیمی سخت باشد آن را شکست می‌نامیم و اگر امتیازی داده شود، آن را ضعف می‌پنداریم. اما صلح حدیبیه در زندگی رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به ما می‌آموزد که هر تصمیم را نباید تنها بر اساس ظاهر آن ارزیابی کرد؛ گاهی نتیجهٔ اصلی یک تصمیم بعدها آشکار می‌شود. در سال ششم هجری، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم همراه با صحابه به قصد ادای عمره به سوی مکه حرکت کرد اما قریش اجازهٔ ورود به مکه را نداد. مذاکرات صورت گرفت و سرانجام در حدیبیه پیمان صلح منعقد شد.

از جملهٔ شرایط مهم پیمان این بود که مسلمانان در آن سال وارد مکه نمی‌شوند، سال آینده برای ادای عمره خواهند آمد و سه روز در مکه اقامت خواهند کرد، میان مسلمانان و قریش به مدت ده سال جنگی نخواهد بود و قبایل اجازه خواهند داشت با هر طرفی که بخواهند پیمان ببندند. همچنان هر شخصی که از جانب مکه به مدینه می‌آمد، مطابق شرط پیمان دوباره به مکه سپرده می‌شد اما کسی که از مدینه به مکه می‌رفت، دوباره مطالبه نمی‌شد.

هنگام نوشتن پیمان، یک رویداد بسیار مهم نیز اتفاق افتاد. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به حضرت علی رضی‌الله‌عنه فرمود که بنویسد: «محمد رسول الله» نمایندهٔ قریش، سهیل بن عمرو اعتراض کرد و گفت: اگر ما «رسول الله» بودن را پذیرفته بودیم، پس از ورود او به مکه جلوگیری نمی‌کردیم. باید به نام «محمد بن عبدالله» نوشته شود.

این سخن برای صحابه بسیار دشوار بود اما رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای رسیدن به هدف بزرگ صلح، این تغییر را در شکل نوشتار پذیرفت. معنای آن چنین نبود که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم از رسالت خود دست کشیده است بلکه نمونهٔ آشکاری از حکمت و تدبیر برای دست‌یافتن به یک توافق بود. از این نیز دشوارتر، زمانی بود که ابو جندل رضی‌الله‌عنه که از سوی قریش در زندان نگهداری می‌شد، در حالی که در زنجیر بود، خود را به رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم رساند. پدرش، سهیل بن عمرو، درخواست کرد که بر اساس پیمان باید دوباره به آن‌ها سپرده شود. ابو جندل رضی‌الله‌عنه از مسلمانان درخواست کمک می‌کرد اما رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم اجازهٔ نقض پیمان منعقدشده را نداد و به او اطمینان داد که صبر کند و به یاری الله تعالی امیدوار باشد.

همهٔ این امور برای صحابه بسیار دشوار بود. حضرت عمر رضی‌الله‌عنه نیز پرسش‌هایی مطرح کرد اما بعداً تصمیم رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را پذیرفت. هنگامی که پیمان تکمیل شد، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم به صحابه فرمود که قربانی‌های خود را انجام دهند و سرهایشان را بتراشند. آنان به دلیل شدت نگرانی، فوراً اقدام نکردند. پس از مشورت ام‌المؤمنین ام‌سلمه رضی‌الله‌عنها، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم خود قربانی کرد و موهای مبارک خویش را تراشید. صحابه نیز از ایشان پیروی کردند و همین کار را انجام دادند.

اما آنچه در نگاه نخست برای مردم سنگین و شبیه یک امتیاز به نظر می‌رسید، قرآن کریم آن را «فتحاً مبیناً» نامید: ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا﴾
“به‌راستی ما برای تو فتح آشکاری را نصیب کردیم.”
سورهٔ فتح

نتیجهٔ حدیبیه چه شد؟

پس از برقراری صلح فضای جنگ کاهش یافت، روابط میان مسلمانان و دیگر مردم گسترش پیدا کرد و زمینه برای دعوت به اسلام بسیار مساعدتر شد. بعدها در پی نقض پیمان از سوی قریش، زمینهٔ فتح مکه نیز فراهم گردید. از همین‌رو قرآن کریم این پیمان را، با وجود آن‌که برخی شرایط آن در نگاه نخست دشوار به نظر می‌رسید، فتح آشکار نامید.

نمونهٔ افغانستان امروز

اگر به این درس از منظر وضعیت امروز افغانستان نگاه کنیم، یکی از نمونه‌های مهم آن سیاست امارت اسلامی است که پس از یک جنگ طولانی بر ثبات کشور، تأمین امنیت، فعال‌سازی ادارات و تقویت پایه‌های اقتصادی تمرکز کرده است. افغانستان پس از چندین دهه جنگ به وضعیتی رسیده بود که هر روز جنگی تازه، تلفات تازه و بی‌ثباتی تازه، راه آیندهٔ کشور را مسدود می‌کرد.

در چنین شرایطی تصمیم‌هایی که صرفاً بر احساسات استوار باشند، می‌توانستند افغانستان را با مشکلات بیشتری مواجه سازند. اما در دورهٔ امارت اسلامی، در کنار تحکیم امنیت و ادارات، تلاش‌ها برای جمع‌آوری عواید، تجارت، شاهراه‌ها، معادن، برق و توسعهٔ سایر امور اقتصادی و زیربنایی نیز جریان دارد.

برخی مردم به دلیل همین مسائل و موضوعات دیگر، بر امارت اسلامی انتقاد می‌کنند. به سخنان آن‌ها نباید تنها با بدگویی و اتهام پاسخ داده شود بلکه آیندهٔ افغانستان باید از طریق عمل، ثبات، تعلیم، اقتصاد، عدالت و آبادانی به اثبات برسد. درس اساسی این رویکرد اینست که ساختن یک کشور تنها با شعارها ممکن نیست بلکه امنیت، ثبات، ادارهٔ نیرومند، اقتصاد، تعلیم و صبر می‌خواهد.

امروز افغانستان نیز نیاز دارد که به جای قضاوت‌های احساساتی، دربارهٔ آیندهٔ خود با دیدی درازمدت بیندیشد. اگر امنیت تحکیم شود، ادارات نیرومند گردند، اقتصاد رشد کند، تحصیل گسترش یافته و تقویت شود، تجارت توسعه یابد و پروژه‌های بزرگ تکمیل شوند، پایه‌های بازسازی کشور هرچه بیشتر استوار خواهد شد. این همان پیام مهم درس بزرگ حدیبیه برای افغانستان امروز است که هدف‌های بزرگ، صبر، حکمت، تدبیر، تحصیل و دیدگاه درازمدت می‌خواهند.

Exit mobile version