صبح دوشنبه سیام سنبله جنگندههای رژیم نظامی پاکستان بار دیگر حریم هوایی افغانستان را نقض کردند و مناطق غیرنظامی را در ولسوالی نورگل ولایت کنر و ولسوالی برمل ولایت پکتیکا هدف قرار دادند، در حمله به یک خانه مسکونی در نورگل سه عضو یک خانواده شهید و چهار تن دیگر زخمی شدند که در میان آنها زنان و کودکان نیز به چشم میخورند، این در حالی است که در برمل پکتیکا دو حمله دیگر انجام شد که یکی از آنها یک خانه خالی و دیگری یک دکان محلی را هدف قرار داد، این حملات تنها در یک زنجیره طولانی از تجاوزات نظامی پاکستان به خاک افغانستان جای میگیرد؛ زنجیرهای که در ماههای اخیر شدت بیسابقهای یافته است.
آنچه این حملات را از یک اقدام نظامی معمولی متمایز میکند نه دقت آنها بلکه بیرحمی و بیهدف بودنشان است، رژیم نظامی پاکستان مدعی است که اهدافش «مراکز تروریستی» و «پناهگاههای شبهنظامیان» است اما واقعیت میدان چیز دیگری میگوید، سازمان ملل متحد بارها تأیید کرده که در این حملات غیرنظامیان و خانههای مسکونی هدف قرار گرفتهاند، در یکی از خونبارترین نمونهها حمله به شفاخانه درمان معتادان در کابل جان بیش از چهارصد غیرنظامی را گرفت؛ جنایتی که سازمان ملل آن را «تخریب کامل» یک مرکز درمانی توصیف کرد، حال در حمله اخیر به کنر و پکتیکا نیز همان عمل شناختهشده تکرار شده است: بمباران خانهها، کشتار غیرنظامیان و سپس سکوت یا انکار.
این حملات اما تنها در چارچوب «تجاوز به حاکمیت افغانستان» قابل فهم نیست پشت این بمبارانهای کورانه حقیقتی تلختر نهفته است: رژیم نظامی پاکستان در تأمین امنیت داخلی خود به بنبست رسیده است، آمارها نشان میدهد که در ماه جولای سال جاری میلادی دستکم ۱۱۲ عضو نیروهای امنیتی پاکستان در حملات شبه نظامیان کشته شدند؛ بالاترین رقم ماهانه از جنوری ۲۰۲۳ به این سو و دومین رقم بالا در بیش از یک دهه گذشته، این آمار تصویری از یک دولت درمانده است که کنترل خود بر مناطق قبایلی و مرزی را از دست داده و اکنون با بحران امنیتی فراگیری دستوپنجه نرم میکند.
در چنین وضعیتی حمله به غیرنظامیان افغان نه نشانه قدرت بلکه اعتراف به ضعف است، رژیم نظامی پاکستان که قادر به مهار شبهنظامیان در خاک خود نیست با بمباران خانههای مردم بیگناه در کنر و پکتیکا تلاش میکند افکار عمومی داخلی را از ناکامیهایش منحرف کند، ذبیحالله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی نیز دقیقاً بر همین نکته انگشت گذاشته و این حملات را تلاشی برای «منحرفکردن افکار عمومی از ناکامیهای امنیتی در داخل پاکستان» خوانده است، این تحلیل یک ادعای تبلیغاتی نیست بلکه خوانشی واقعبینانه از رفتار یک رژیم در بحران است.
نکته قابل تأمل دیگر ماهیت هدفگیریهاست، در حمله به نورگل کنر یک خانه مسکونی کاملاً تخریب شده و تمامی قربانیان باشندگان محل و غیرنظامی بودهاند، در برمل پکتیکا نیز اهداف شامل یک خانه خالی و یک دکان قدیمی بوده است، اگر هدف واقعاً «مراکز تروریستی» بود چرا باید یک دکان محلی یا خانه خالی بمباران شود؟ این تناقض پرده از ادعای «دقت» در حملات پاکستان برمیدارد و نشان میدهد که این اقدامات بیش از هر چیز نمایشی برای جبران شکستهای داخلی است.
بدتر از همه این حملات در سکوت یا بیتفاوتی نسبی جامعه بینالمللی انجام میشود، در حالی که سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به نقض حقوق بینالملل توسط پاکستان هشدار دادهاند اما فشار عملی برای توقف این تجاوزات وجود ندارد، این بیعملی جسارت رژیم نظامی پاکستان را افزایش داده و آن را به ادامه سیاست متناقض و دوگانه تشویق میکند.
خلاصه اینکه حمله صبح روز دوشنبه به کنر و پکتیکا یک عملیات ضدتروریستی نبود بلکه اعتراف علنی یک رژیم نظامی به ناکامی در تأمین امنیت داخلی است، پاکستانی که در مهار شبهنظامیان در شهرهای خود عاجز مانده با بمباران خانههای مردم در افغانستان نه امنیت خود را تأمین میکند و نه آبروی از دست رفتهاش را بازمییابد، این حملات تنها یک چیز را ثابت میکند: ضعف، وقتی با سلاح همراه شود به جنایت تبدیل میشود، ناگفته نماند که سخنگوی امارت اسلامی افغانستان این حمله را «تجاوز و ظلم» خوانده و آن را محکوم کرده است، وی با تأکید گفته است که افغانها به این حملات پاسخ مناسب خواهند داد.
































