در جنوب آسیا بهدلیل چالشهای امنیتی، منازعات مرزی و رقابتهای سیاسی موضوع گروههای مسلح غیررسمی همواره مورد توجه پژوهشگران منطقهای و بینالمللی بوده است، درباره حمایت، آموزش یا بهکارگیری این گروهها گزارشها و ادعاهای گوناگونی منتشر شده است، پژوهشهای سیاسی و امنیتی نشان میدهد هر دولت یا طرفی که برای دستیابی به اهداف استراتژیک کوتاهمدت از گروههای مسلح غیررسمی استفاده کند ممکن است در بلندمدت با پیامدهای پیشبینیناپذیر و زیانباری روبهرو شود.
تحلیلگران مسائل امنیتی بر این باورند که رژیم نظامی پاکستان پس از آنکه در ماههای اخیر سطح امنیت در این کشور به پایینترین حد رسید و این رژیم در تأمین امنیت ناکام ماند همچون گذشته به راهکار دیگری روی آورده است، این رژیم آموزش نیروهای اربکی وابسته به نظام جمهوری پیشین افغانستان را آغاز کرده است؛ نیروهایی که در طول بیست سال گذشته در آزار و اذیت مؤمنان سابقه داشتهاند و در برابر دریافت مبالغ اندک آماده انجام هرگونه خشونت و جنایت هستند.
به باور ناظران رژیم نظامی با آموزش این نیروها در پی دستیابی به منافع کوتاهمدت است اما این سیاست در آینده پیامدهای بلندمدتی برای منطقه، جهان و حتی خود پاکستان به همراه خواهد داشت.
برخی از منافع کوتاهمدت مورد نظر این رژیم عبارتاند از:
۱- برهم زدن امنیت افغانستان؛
رژیم نظامی تلاش میکند با آموزش اربکیها امنیت موجود در افغانستان را مختل سازد، برای نظام اسلامی حاکم مشکلات داخلی ایجاد کند و از منافع مورد نظر خود در سایه بیثباتی افغانستان بهرهبرداری نماید، اما به لطف خداوند متعال امنیت افغانستان با اقدامات چند مزدور شکستخورده برهم نخواهد خورد.
۲- استفاده از اربکیها علیه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و جداییطلبان بلوچ
به باور تحلیلگران پس از آنکه رژیم نظامی در مقابله با تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ ناکام ماند اکنون میکوشد از اربکیها علیه این گروهها استفاده کند، آنان را وارد درگیریهای مستقیم سازد و اقدامات ضدبشری را از طریق آنان به اجرا بگذارد، با این حال این هدف نیز با شکست مواجه شده است؛ زیرا هنگامی که ارتش پاکستان با تمام امکانات و تجهیزات خود در مقابله با گروههای مسلح و تأمین امنیت ناکام مانده است چگونه این نیروهای شرور میتوانند موفقیتی در این عرصه برای آن به ارمغان آورند؟
۳- دامن زدن به اختلافات قومی
رژیم نظامی از طریق آموزش اربکیها درصدد ایجاد اختلاف میان دو قوم بزرگ بلوچستان، یعنی پشتونها و بلوچها است، ترورهای پنهانی قومی از طریق این افراد انجام میشود و افکار عمومی به سوی اختلاف و دشمنی سوق داده میشود، همچنین رژیم نظامی با استفاده از اربکیها علما و بزرگان قومی را هدف قرار داده و سپس این اقدامات را به گروههای مسلح مخالف حکومت نسبت میدهد. اینها تنها نمونههایی از منافع کوتاهمدتی است که رژیم نظامی در پی تحقق آنهاست.
برخی از پیامدهای بلندمدت این سیاست عبارتاند از:
۱- اثر بومرنگ (بازگشت تهدیدهای ایجادشده)
تاریخ نشان میدهد هر اندازه رژیم نظامی از گروههای تروریستی حمایت کرده همان گروهها بعدها علیه خود پاکستان به کار گرفته شدهاند، اکنون نیز آموزش اربکیها میتواند تهدید تازهای علیه خود پاکستان ایجاد کند.
۲- انزوای بینالمللی و بدنامی پاکستان
ادامه اینگونه ارتباطات آشکار با گروههای تروریستی پاکستان را در نگاه جامعه جهانی به کشوری «غیرقابل اعتماد» تبدیل خواهد کرد، این وضعیت کشور را با مشکلات سیاسی و اقتصادی بیشتری روبهرو ساخته و زمینه اعمال فشارها و تحریمهای بینالمللی را فراهم میکند.
۳- شکلگیری تهدیدی جدید همانند داعش برای منطقه
تحلیلگران امنیتی استدلال میکنند که هرگاه گروههای مسلح برای اهداف سیاسی یا امنیتی مورد استفاده قرار گیرند، پس از مدتی کنترل آنها دشوار میشود؛ زیرا این گروهها بهتدریج اهداف، ایدئولوژی و نفوذ منطقهای مستقل پیدا میکنند، در چنین شرایطی ممکن است تهدیدی مشابه داعش پدید آید که برای آسیای مرکزی و جنوب آسیا به بحرانی تازه تبدیل شود.
۴- دشمنی پایدار میان بلوچها و پشتونها
ایجاد اختلاف میان بلوچها و پشتونها از طریق اربکیها، کینه و دشمنی ماندگاری میان این دو قوم به وجود خواهد آورد؛ وضعیتی که میتواند پاکستان را با خطر جنگ داخلی و حتی تجزیه مواجه سازد.
سیاست امنیتی رژیم نظامی که بر آموزش اربکیها و عناصر شرور استوار است، هرچند در پی تأمین منافع کوتاهمدت است اما در واقع سیاستی خودویرانگر به شمار میرود، این رویکرد نهتنها مانعی در برابر امنیت، ثبات و پیشرفت بلندمدت پاکستان است بلکه تهدیدی ویرانگر برای سراسر منطقه نیز محسوب میشود، اگر امروز این رژیم به پرورش عناصر شرور بپردازد فردا همین عناصر عامل نابودی خود آن خواهند شد؛ و این درسی است که تاریخ بارها آن را به اثبات رسانده است.






























