وارثان خوارج! بخش نهم

احسان

مبانی فکری داعش

۱. تکفیر

در ایدیالوژی داعش تکفیر تنها یک مسئلهٔ اعتقادی نیست بلکه به یک استراتژی عملی برای حذف فیزیکی مخالفان و مشروعیت‌بخشی به خشونت سازمان‌یافتهٔ این گروه تبدیل شده است. داعش با استفاده از همین ابزار تلاش کرده است هر نوع مخالفت فکری و سیاسی را مردود اعلام کند و به نام دین، دست به برخی از وحشیانه‌ترین جنایات تاریخ معاصر بزند. آنچه داعش را از سایر گروه‌ها متمایز می‌سازد، سازمان‌دهی تکفیر و تبدیل آن به یک میکانیزم اداری و قضایی است؛ میکانیزمی که در آن احکام تکفیر بدون رعایت اصول و ضوابط حقوقی و فقهی صادر و عملی می‌شد.

داعش برای اجرای احکام تکفیری خود یک ساختار قضایی شبه‌دولتی ایجاد کرده بود که «دیوان المظالم» نام داشت. این محکمه‌های خودساخته، بدون آن‌که افراد متهم را به یک محکمهٔ عادلانه معرفی کنند یا حق دفاع را برای آنان فراهم سازند، با ایجاد پرونده‌های ظاهری و نمایشی، بدون هیچ محاکمهٔ واقعی، حکم قتل صادر می‌کردند. «کمیته‌های اعدام» مسؤولیت اجرای این احکام را بر عهده داشتند و هزاران مسلمان بی‌گناه به دلیل بهانه‌های سست و بی‌اساس از سوی همین نهادهای خودساخته کشته شدند.

هرچند این ساختار قضایی در ظاهر شکل یک نظام قضایی اسلامی را داشت اما در عمل هیچ شباهتی با اصول عدالت اسلامی نداشت؛ بلکه صرفاً وسیله‌ای برای مشروع جلوه دادن جنایات داعش بود.

از دید داعش، دایرهٔ تکفیر آن‌قدر گسترده بود که شاید در تاریخ اسلام هیچ گروهی تکفیر را تا این اندازه مورد استفاده قرار نداده باشد. داعش در مجلهٔ خود «دابق»، به صراحت گفته بود که هر کسی با خلافت خودخواندهٔ آن‌ها بیعت نکند، مرتد و کافر است و خونش مباح می‌باشد. اما رفتار تکفیری داعش تنها به این محدود نمی‌شد. این گروه نه تنها شیعیان را «رافضی» و کافر می‌خواند و کشتن شان را فرض عین می‌دانست، بلکه صوفیان را نیز «مشرک» و «قبرپرست» می‌نامید.

حتی اهل سنتی را که با آن‌ها هم‌نظر نبودند نیز تکفیر می‌کرد؛ آنان را به دلیل نپذیرفتن خلافت خودخواندهٔ داعش یا همکاری با دولت‌های مخالف، کافر می‌دانست و ریختن خون‌شان را مباح می‌شمرد. حتی گروه‌های جهادی دیگر نیز از رفتار تکفیری داعش در امان نماندند؛ بسیاری از آنان تنها به دلیل بیعت نکردن با ابوبکر البغدادی، مرتد خوانده شدند. به این ترتیب داعش شمار زیادی از جریان‌های فکری و سیاسی جهان اسلام را خارج از اسلام معرفی کرده و خود را تنها نمایندهٔ واقعی دین معرفی نمود.

تکفیر گستردهٔ داعش پیامدهای ویرانگری برای جوامع اسلامی داشت. یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، خون‌ریزی گسترده و قتل هزاران انسان بی‌گناه بر اساس بهانه‌های بی‌اساس بود. این اقدامات جامعهٔ اسلامی را با اختلافات و شکاف‌های عمیق مواجه ساخت و به پایه‌های وحدت اسلامی، که از اصول اساسی اسلام است، آسیب جدی وارد کرد. از سوی دیگر، این اقدامات تکفیری در سطح جهانی نیز به چهرهٔ اسلام آسیب رساند و به جریان‌های مخالف اسلام این فرصت را داد تا اسلام را به عنوان دین خشونت و ترور معرفی کنند. همچنین، این اقدامات زمینهٔ فریب و جذب شمار زیادی از جوانان مسلمان را فراهم کرد؛ به آن‌ها وعدهٔ بهشت و شهادت داده شد و در نهایت به ابزار اجرای جنایات داعش تبدیل شدند.

هرچند داعش از میراث فکری خوارج نخستین تأثیر پذیرفته است اما میان روش تکفیری داعش و خوارج نخستین تفاوت‌های اساسی نیز وجود دارد. خوارج بیشتر مخالفان نزدیک خود را تکفیر می‌کردند، اما داعش دایرهٔ تکفیر را تا سطح سراسر جهان اسلام گسترش داد. خوارج گناهکاران را تکفیر می‌کردند اما داعش حتی کسانی را نیز کافر می‌دانست که هیچ گناهی مرتکب نشده بودند؛ تنها به این دلیل که در نظام‌های سیاسی موجود زندگی می‌کردند یا با دولت‌های اسلامی همکاری داشتند.

خوارج در تکفیر خود تا اندازه‌ای اصول فقهی را رعایت می‌کردند اما داعش با نادیده گرفتن تمام قواعد و ضوابط شرعی و فقهی، تکفیر را به یک روند سازمان‌یافته تبدیل کرد. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که داعش، هرچند وارث خوارج است، اما در افراط‌گرایی و خشونت حتی از آن‌ها نیز فراتر رفته است.

در نتیجه، تکفیر گسترده و بی‌ضابطهٔ داعش نه تنها با اصول اساسی اسلام در تضاد کامل قرار دارد بلکه بزرگ‌ترین انحراف فکری و عملی این گروه نیز به شمار می‌رود. این انحراف، داعش را از ارزش‌های حقیقی اسلامی دور ساخته و بر دین رحمت، عدالت و انسانیت، پرده‌ای از خشونت، بی‌رحمی و رفتار غیرانسانی کشیده است.

Exit mobile version