وضعیت در حال تغییر و رو به وخامت خاورمیانه

سید جمال الدین افغانی

جنگ مثلثی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا وارد مرحله‌ای عجیب شده است، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ از آغاز جنگ تا کنون با وضعیتی ناشناخته و کم‌سابقه روبه‌رو شده است، وضعیت اسرائیل نیز هرچند کاملاً فرو نپاشیده اما چنان به نظر می‌رسد که گویی کارد به استخوانش رسیده و با نگرانی شدید مواجه است.

در مورد وضعیت ایران از مدت‌ها پیش رسانه‌های آمریکایی و غربی و نیز رسانه‌های منطقه‌ای همسو با آنان از وقوع تغییرات بزرگ خبر می‌دادند، اما در میان تمام این زمینه‌ها شگفت‌آورترین و جنجال‌برانگیزترین وضعیت مربوط به کشورهای عربی خلیج است؛ وضعیتی کاملاً غیرمنتظره که شاید خود اعراب نیز هرگز چنین حالتی را تصور نمی‌کردند.

در اصل در این جنگ آمریکا باور داشت یا چنین باوری به آن القا شده بود که تنها با دو یا چهار حمله هوایی می‌تواند ایران را کاملاً از میان ببرد، تصور می‌شد که در میان مردم هرج‌ومرج و فرار گسترده به‌وجود خواهد آمد، همه به فکر ترک ایران خواهند افتاد و در مرزها و میدان‌های هوایی آشوب و بی‌نظمی شدید شکل خواهد گرفت.

از سوی دیگر، اسرائیل نیز به همین باور یقین داشت و برای این یقین خود دلایلی هم در اختیار داشت، چند روز پیش از آن وضعیت داخلی ایران خود نشانه‌هایی از چنین احتمالی را نشان می‌داد، همچنین گزارش‌هایی که از برخورد خشونت‌آمیز حکومت ایران با معترضان منتشر شده بود، باعث می‌شد به‌راحتی درک شود که چرا اسرائیل تا این اندازه مطمئن بود.

این یقین چنین بود که وقتی اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کنند همان معترضانی که دو ماه پیش ایران را سخت درگیر کرده بودند و سپس حکومت ایران با شدت با آنان برخورد کرد دوباره قیام خواهند کرد، آنان در داخل کشور به‌عنوان حامیان زمینی اسرائیل عمل کرده فشار بیشتری بر حکومت ایران وارد خواهند آورد و در چند روز رژیم فعلی ایران سقوط کرده و نظام جدیدی شکل خواهد گرفت.

به همین هدف آمریکا و اسرائیل در نخستین موج حملات جنگ تلاش کردند بزرگ‌ترین رهبر مذهبی ایران و قدرتمندترین شخصیت آن خامنئی را هدف قرار داده و از صحنه حذف کنند، آنان انتظار داشتند که بزرگ‌ترین ستون نظام موجود و بزرگ‌ترین مانع در برابر برنامه‌های آمریکایی و اسرائیلی همین شخصیت است، باورشان این بود که با حذف او سیل عظیم مردم به حرکت درخواهد آمد و برای تحقق برنامه‌های آنان به سرعت وارد میدان خواهد شد.

اما شوک بزرگ و حیرت‌آور زمانی به اسرائیل، آمریکا و حتی جهان وارد شد که با وجود حملات نه تظاهراتی شکل گرفت و نه خیانتی از سوی کسی در داخل کشور رخ داد، پس از از میان رفتن مرشد اعلی هرچند جهان نوعی خلأ را احساس کرد اما در عین حال وضعیتی ناشناخته نیز به‌وجود آمد.

شدتی که آنان از مرشد اعلی انتظار داشتند پس از نبود او چندین برابر افزایش یافت، اسرائیل و آمریکا می‌خواستند در دو روز یا نهایتاً در یک هفته رژیم را تغییر دهند و تحقق اهداف خود را اعلام کنند، اما اکنون بیش از دو هفته گذشته است، روش‌های گوناگون قدرت‌نمایی اسرائیل و آمریکا آزمایش شده است.

مناطق عمومی و سایر نقاط با شدت و بی‌رحمی بمباران شده‌اند، اما در ایران هیچ تغییری که آنان انتظار داشتند رخ نداده است، اگر تغییری به وجود آمده این است که مردمی که پیش‌تر مخالف نظام ایران بودند اکنون به حمایت از آن روی آورده‌اند، کسانی که پیش‌تر شاید اندکی تمایل به خیانت داشتند اکنون از آن بیزار شده‌اند، پیش از این ایران تنها به استفاده از موشک‌های بالستیک بسنده می‌کرد اما اکنون شیوه‌های متنوعی از ویرانگری را برگزیده که پیش‌تر تصور آن نیز نمی‌شد.

در گذشته ایران واکنش‌هایی نسبتاً محدود و کند نشان می‌داد و آن هم بیشتر در حد پرتاب موشک به سوی اسرائیل بود، اما اکنون پایگاه‌های نظامی آمریکا را در سراسر منطقه هدف قرار داده و عملاً وضعیت آنان را آشفته ساخته است، چراغ‌های بسیاری از این پایگاه‌ها در نتیجه حملات خاموش شده است، در هر کشوری که پایگاه یا مرکز نظامی آمریکایی وجود داشته آن را به‌طور پی‌درپی و شدید هدف قرار داده و خسارات سنگینی وارد کرده است.

از سوی دیگر، ایران اعلام کرده است که مسیرهای صادراتی جهان از طریق خلیج به‌ویژه مسیرهای نفت و گاز بسته شده‌اند، پس از قرار دادن تنگه هرمز تحت کنترل خود آشکارا اعلام کرد که هر کشتی‌ای که جرأت عبور از این مسیر را داشته باشد برای همیشه در آب غرق خواهد شد، با این اعلام نوعی آشوب و نگرانی در سراسر جهان به‌وجود آمد، قیمت نفت و گاز در منطقه به‌شدت افزایش یافت و آثار آن حتی تا اروپا نیز به‌وضوح احساس شد.

ایران با موشک‌های خود نه‌تنها پایگاه‌های نظامی و سفارتخانه‌های آمریکا را هدف قرار داده بلکه هواپیماهای جنگی در حال پرواز و حتی هواپیماهایی را که به این جنگنده‌ها کمک می‌رسانند نیز هدف قرار داده است، تا کنون چندین هواپیما آسیب دیده‌اند، به‌طور خلاصه تغییری که اسرائیل و آمریکا خواهان آن بودند هنوز رخ نداده اما ایران وضعیتی ایجاد کرده که آثار آن از شرق تا غرب جهان در حال آشکار شدن است.

در این جنگ اندوهبارترین وضعیت مربوط به کشورهای عربی است که حدود سی‌وپنج تا چهل سال است پایگاه‌های نظامی آمریکا در آن‌ها وجود دارد، آمریکا میلیاردها دلار برای این پایگاه‌ها هزینه کرده که بخش بزرگی از آن را خود اعراب پرداخت کرده‌اند، هدف اصلی این پایگاه‌ها آن بود که نیروهای آمریکایی امنیت کشورهای عربی را تأمین کنند.

اما اکنون ایران هر روز همین پایگاه‌ها و سربازان آمریکایی مستقر در آن‌ها را هدف قرار می‌دهد، به گفته کارشناسان اگر یک موشک به سوی اسرائیل شلیک شود چند موشک دیگر به سوی کشورهای عربی حرکت می‌کنند که در نتیجه آن حریم هوایی آنان نقض می‌شود و اعتبار و قدرتی که با حضور ارتش آمریکا برای خود ساخته بودند زیر سؤال می‌رود.

شخصیت مشهور ترکی الفیصل که سال‌ها ریاست وزارت خارجه و سازمان اطلاعات عربستان سعودی را بر عهده داشته در روزهای اخیر چندین مصاحبه انجام داده است، او در این مصاحبه‌ها آشکارا اعتراف می‌کند که همان نیروهای آمریکایی که کشورهای عربی به امید حفاظت از سوی آنان خوشحال بودند اکنون به دردسر بزرگی تبدیل شده‌اند، کارشناسان همچنین می‌گویند این پایگاه‌ها نه‌تنها موشک‌های ایرانی را به سوی کشورهای عربی کشانده‌اند، بلکه در مسئله بسته شدن تنگه هرمز نیز نقش مهمی دارند.

تمام اقتصاد کشورهای عربی بر نفت و گاز استوار است، اگر مسیرهای صادرات این منابع بسته شود، زندگی اقتصادی آنان نیز از میان خواهد رفت، برای عربستان سعودی موفقیت بزرگی بود که در سال‌های گذشته خطوط لوله متعددی ایجاد کرد تا مسیرهای تازه‌ای برای صادرات از طریق دریای سرخ بیابد، اما اکنون ایران اشاره می‌کند که تنگه باب المندب نیز در نزدیکی مناطقی قرار دارد که تحت نفوذ گروه انصارالله هستند و بستن آن می‌تواند در زمانی کوتاه انجام شود.

به همین دلیل کشورهای عربی خلیج در وضعیت کنونی با نگرانی و فشار شدید روبه‌رو هستند و واقعاً پایگاه‌های نظامی آمریکا را مانند این ضرب‌المثل می‌بینند: «بیا گاو! مرا بزن!»؛ یعنی چیزی که برای امنیت ساخته شده بود، اکنون به منبع خطر و مشکل تبدیل شده است.
تا این لحظه این جنگ در کوتاه‌مدت تغییرات زیادی ایجاد کرده است، بحران نفت و گاز اروپا و آسیا را به یک اندازه دچار آشفتگی کرده است، موشک‌ها نیز از سوی ایران به هر سو پرواز می‌کنند و همانند پرندگان به‌طور دقیق بر اهداف آمریکایی و اسرائیلی در منطقه اصابت می‌کنند.

اما نتیجه درازمدت این جنگ چه خواهد بود؟ کارشناسان می‌گویند هدف ایران از هدف قرار دادن کشورهای عربی بستن تنگه هرمز و قطع واردات اروپا این است که آمریکا را تحت فشار قرار دهد، خواسته‌های محدود خود را بر آن تحمیل کند و در نهایت آن را مجبور به پایان دادن به جنگ نماید، اما واقعیت این است که ایران آمریکا را به‌گونه‌ای در دام انداخته که با هزینه‌ای کم برای ایران و زیان زیاد برای آمریکا همراه است، روشن است که تا زمانی که آمریکا به‌طور زمینی وارد ایران نشود نمی‌تواند حتی تصور پیروزی داشته باشد.

اما آمریکا تجربه ورود زمینی را به‌تازگی در افغانستان آزموده است؛ جایی که نیروهای کشورهای مختلف جهان و حتی نیروهای ناتو نیز همراهش بودند اما نتیجه آن چیزی جز شرم و ناامیدی نبود، کشورهای عربی از حامیان مالی آمریکا محسوب می‌شدند وگرنه این کشور تقریباً در آستانه ورشکستگی قرار داشت، به همین دلیل اکنون آمریکا جرأت ندارد به‌تنهایی در ایران دست به چنین اقدامی بزند، احتمالاً تنها چند هفته می‌تواند جنگ را ادامه دهد، سپس روحیه‌اش خواهد شکست و ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد.

اما یکی از بزرگ‌ترین پیامدهای این جنگ برای منطقه عربی این خواهد بود که تصوری که آنان از ناتوانی خود در برابر آمریکا و در عین حال غرورشان نسبت به وجود پایگاه‌های نظامی داشتند تا اندازه زیادی نادرست ثابت شد. اکنون این به خود آنان بستگی دارد که در آینده با آمریکا و پایگاه‌های آن چگونه رفتار کنند.

Exit mobile version