۲۸ اسد؛ نشانه جاودانه غیرت ملی!

ساجد

غیرت ملی روحیه‌ای پنهان اما در عین حال آشکار است که در سخت‌ترین لحظات تاریخ از ژرفای وجود یک ملت سر برمی‌آورد، این مفهوم تنها یک شعار عاطفی نیست بلکه یک واقعیت استراتژیک است؛ نیرویی است که در برابر طوفان‌های سهمگین ساختار جامعه را استوار می‌سازد، بخش‌های گوناگون آن را به هم پیوند می‌دهد و توان بقا می‌بخشد، در تاریخ پرفرازونشیب افغانستان رویدادهای اندکی مانند ۲۸ اسد ۱۲۹۸ خورشیدی این مفهوم را به میدان آزمون کشانده و ماهیت واقعی آن را آشکار ساخته است.

برای درک نقش غیرت ملی در رویداد ۲۸ اسد باید سال‌ها به عقب برگردیم، در نزدیک به یک قرن از جنگ نخست افغان و انگلیس تا جنگ سوم ملت افغانستان به این باور عمیق رسیده بود که بقای فرهنگی و هویت دینی آن با حفظ استقلال پیوند دارد، این باور از خانه‌های گِلی و مساجد روستاها برخاسته و به‌تدریج به یک اندیشه جمعی و ذهنیت مشترک تبدیل شده بود.

پدران برای فرزندان خود از روزهایی حکایت می‌کردند که نیاکانشان با شمشیرهای دست‌ساز خویش در برابر توپخانه بریتانیا ایستاده بودند و به آنان می‌آموختند که «عزت» از «زندگی» ارزشمندتر است، انتقال این ارزش‌ها از نسلی به نسل دیگر در سال ۱۲۹۸ زمینه فکری و روانی لازم را برای ظهور یک غیرت ملی فراگیر فراهم کرده بود.

هنگامی که مردم افغانستان در ماه می ۱۹۱۹ پرچم جهاد را در برابر امپراتوری بریتانیا برافراشتند همین غیرت ملی به یک انگیزه بزرگ مردمی تبدیل شد، آن کشاورزی که زراعت خود را رها کرد و به میدان جنگ رفت، آن بازرگانی که سرمایه خود را برای تأمین مهمات در اختیار دولت گذاشت، و آن زنی که در روزهای دشوار محاصره از خانه خود برای سنگرهای جهاد و مبارزه مواد غذایی می‌رساند؛ همه نمونه‌های آشکار این غیرت بودند.

اقشار گوناگون جامعه بدون هیچ‌گونه چشم‌داشت و با درک کامل خطرها شانه‌به‌شانه در کنار یکدیگر ایستادند، غیرت ملی از مرزهای قومی و زبانی فراتر رفت و در برابر دشمنی قدرتمند جبهه‌ای متحد ایجاد کرد، شاید مهم‌ترین نتیجه غیرت ملی در آن زمان همین وحدت بود زیرا بدون آن پیروزی نظامی هرچند با تدبیر و برنامه‌ریزی مناسب همراه می‌بود ناممکن به نظر می‌رسید.

نکته قابل توجه رابطه دوسویه میان غیرت ملی و پیروزی ۲۸ اسد است، از یک سو همین غیرت نیروی محرک مقاومت بود و از سوی دیگر پیروزی در جنگ سوم این غیرت را به سطحی از اعتمادبه‌نفس ملی رساند که پیش از آن نظیری نداشت، اعلام استقلال در ۲۸ اسد تنها یک رویداد حقوقی نبود بلکه یک پیروزی بزرگ اخلاقی برای همه افغان‌ها نیز به شمار می‌رفت، این روز به افغان‌ها ثابت کرد که با تکیه بر غیرت و وحدت ملی می‌توانند سرنوشت خود را خودشان تعیین کنند و در برابر زورگویی قدرت‌های بزرگ ایستادگی نمایند.

اما مفهوم غیرت ملی تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود، پس از پیروزی ۲۸ اسد این مفهوم وارد مرحله‌ای تازه شد، دولت تازه‌استقلال‌یافته با چالش‌های بزرگی روبه‌رو بود؛ از یک سو تحریم‌های اقتصادی بریتانیا و از سوی دیگر ناآرامی‌های داخلی؛ در چنین شرایطی غیرت ملی به معنای «تحمل سختی‌ها برای حفظ دستاورد» تفسیر شد، مردم افغانستان نشان دادند که این غیرت تنها هنگام درگیری‌های نظامی زنده نمی‌شود بلکه در روزهای دشوار محاصره اقتصادی نیز می‌توان به آن تکیه کرد، صبر و استقامت آنان در برابر گرسنگی و محرومیت‌ها فصل دیگری از غیرت ملی را گشود، فصلی که ارزش آن از شجاعت و دلاوری در میدان جنگ کمتر نبود.

از دیدگاه فلسفی غیرت ملی در ۲۸ اسد نوعی «واکنش وجودی» در برابر تهدید هویت بود، استعمارگران تنها در پی غارت منابع افغانستان نبودند بلکه تلاش می‌کردند نظام ارزشی این ملت را نیز تغییر دهند، در چنین شرایطی غیرت ملی همچون سپری دفاعی عمل کرد و هویت مشترک ملت را از تهاجم فرهنگی و سیاسی محفوظ نگه داشت، این سپر برای نسل امروز نیز درس بزرگی دارد: غیرت مفهومی ایستا نیست بلکه باید در هر دوره متناسب با تهدیدها و چالش‌های جدید بازتعریف شود.

۲۸ اسد به ما آموخت که غیرت ملی تنها در سایه همدلی و گذشتن از منافع شخصی به معنای کامل خود دست می‌یابد، هنگامی که یک ملت منافع خود را در پرتو یک هدف بلند و مشترک تعریف کند قدرتش چند برابر می‌شود، امروز که افغانستان با چالش‌های جدیدی روبه‌رو است یادآوری این حقیقت یک ضرورت انکارناپذیر است، غیرت ملی همان‌گونه که در ۲۸ اسد استعمار را تا مرز شکست رساند امروز نیز می‌تواند ملت را به سوی آبادانی، بازسازی، پیشرفت و خودکفایی سوق دهد اما به این شرط که این غیرت از زنجیر شعارهای توخالی رها شده و به عزم عملی برای ساختن آینده‌ای بهتر تبدیل شود، ۲۸ اسد تنها یک روز افتخار نیست بلکه برای همیشه یک راهنمای روشن است.

Exit mobile version