بغاوت در اسلام؛ مرز میان اصلاح و فساد!

سلمان

در نظام فکری اسلام هردو مفهوم «اصلاح» و «فساد» در تقابل آشکار با یکدیگر قرار دارند، قرآن عظیم‌الشأن اصلاح را به معنای از میان بردن فساد، ایجاد سلامت و تنظیم و بهبود امور بیان کرده و فساد را مخالف آن دانسته است، این تقابل زمانی به اوج خود می‌رسد که موضوع «بغی» یا قیام مسلحانه در برابر نظام اسلامی مطرح شود.

در این میان پرسش اساسی این است که مرز میان اقدام اصلاح‌طلبانه و رفتار مفسدانه کجاست و چگونه می‌توان میان این دو تفاوت گذاشت؟ این نوشتار بر اساس منابع فقهی اهل سنت تلاش دارد این مرز باریک را روشن سازد و پیامدهای ناگوار عبور از آن را به تصویر بکشد.

فقهای اسلامی بغی را چنین تعریف کرده‌اند: «قیام در برابر ولیّ امر مسلمانان و دولت اسلامی با هدف سرنگون کردن آن» این تعریف به‌روشنی نشان می‌دهد که بغی اقدامی ساختارشکنانه در برابر نظام حاکم است اما آنچه جرم بغی را از دیگر جرایم متمایز می‌کند وجود سه شرط اساسی است: نخست باغیان باید نوعی «تأویل» یا «شبهه» داشته باشند که به گمان خود بتوانند اقدامشان را بر اساس آن توجیه کنند؛ دوم باید از چنان نیرو و توانی برخوردار باشند که گروه آنان صرفاً با تجهیز و گردآوری افراد از میان برداشته نشود و سوم باید از دسترس حاکم خارج شده و تصمیم به جنگ داشته باشند، این شرایط نشان می‌دهد که بغی صرفاً یک قیام کوچک و محدود نیست بلکه جنبشی سازمان‌یافته و دارای ساختاری است که از پشتیبانی نیروی نظامی برخوردار باشد.

اما در چه مرحله‌ای این «تأویل» و «شبهه» از مرز اصلاح عبور کرده و وارد قلمرو فساد می‌شود؟ قرآن عظیم‌الشأن در این باره هشدار جدی داده است، الله تعالی جل‌جلاله در سوره شوریٰ می‌فرماید: «إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»؛ «سرزنش و راه مجازات تنها بر کسانی است که بر مردم ستم می‌کنند و در زمین به ناحق سرکشی و تجاوز می‌ورزند؛ آنان‌اند که برایشان عذابی دردناک است».
در جای دیگری الله جل‌جلاله کسانی را که ادعای اصلاح دارند اما در عمل در زمین فساد می‌گسترانند چنین توصیف می‌کند؛ آنان با ادعاهای فریبنده خود جامعه را از راه درست منحرف می‌سازند، این آیات به‌روشنی هشدار می‌دهند که هر حرکتی که به نام اصلاح آغاز شود الزاماً به اصلاح نمی‌انجامد؛ بلکه ممکن است به فساد بزرگ‌تری تبدیل شود.

تفاوت اساسی میان اصلاح‌گر واقعی و باغی مفسد در شیوه عملکرد و پیامد اقدامات آنان نهفته است، اصلاح فرآیندی تدریجی، قانون‌مدار و سرشار از خیرخواهی است که نتیجه آن از میان رفتن اختلافات و ایجاد صلح و آرامش است، در مقابل بغی به دلیل ماهیت خشونت‌آمیز و ساختارشکنانه خود سبب بروز فتنه، خون‌ریزی و از میان رفتن امنیت می‌شود.

تجربه‌های تاریخی جوامع اسلامی گواه این حقیقت اند که گروه‌های یاغی بسیاری زیر شعارهایی مانند «دفاع از دین و وطن» وارد میدان شده‌اند اما در عمل به اختلافات داخلی دامن زده زمینه مداخله دشمنان را فراهم کرده و در نهایت موجب ضعف و زوال جوامع اسلامی شده‌اند.

درس عبرت این است که میان «قیام برای اصلاح» و «بغی برای دستیابی به قدرت» مرزی باریک و حساس وجود دارد؛ عبور از این مرز نه‌تنها موجب سعادت و اصلاح نمی‌شود بلکه نتیجه آن چیزی جز فساد و تباهی نخواهد بود.

Exit mobile version