داعش؛ سودآورترین پروژهٔ آمریکا! بخش هفتم

ابوعمیر افغانی

پیش از آن‌که درباره داعش سخن بگوییم بهتر است برای درک بهتر موضوع اندکی با حزب بعث عراق آشنا شویم؛ زیرا حدود ۹۵ درصد رهبری داعش را اعضای حزب بعث تشکیل می‌دادند، حزب البعث العربي الاشتراکي در سال ۱۹۴۷ میلادی در دمشق تأسیس شد و بنیان‌گذاران آن عبارت بودند از:
۱- میشل عفلق؛ متفکر عرب مسیحی.
۲- صلاح‌الدین بیطار؛ عرب سنی و مسلمان سکولار.
۳- زکی الارسوزی؛ متفکر ناسیونالیست عرب.

«بعث» به معنای «نوزایی» و «احیای دوباره» است، مقصود آنان از این واژه آن بود که همه عرب‌ها فارغ از دین، مذهب، عقیده و اندیشه‌شان باید متحد شده و یکپارچه گردند، آنان آشکارا شعار می‌دادند که دین، مذهب، اندیشه و عقیده را کنار بگذارید و تحت عنوان یک قوم با هم متحد شوید تا یک ملت بزرگ عربی شکل گیرد، آنان معمولاً مردم را به دو دسته عرب و عجم تقسیم می‌کردند، بعثی‌ها معتقد بودند که عرب‌ها باید یک اتحاد نیرومند قومی ایجاد کنند و خود را از سلطه و نفوذ غرب رهایی بخشند.

از دیدگاه آنان مرزهای میان کشورهای عربی، تقسیم سرزمین‌ها به کشورهای جداگانه، اختلافات فکری و جدایی بر اساس دین و عقیده زیان بزرگی به عرب‌ها وارد کرده است، این حزب در سوریه در سال ۱۹۶۳ میلادی به رهبری حافظ اسد، و در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی به رهبری احمد حسن البکر و صدام حسین از طریق کودتا به قدرت رسید و حکومت‌های هر دو کشور ده‌ها سال دوام یافت.

این حزب عموماً درباره اسلام دیدگاه‌های سکولار زیر را داشت:
۱- اسلام و سیاست باید از یکدیگر جدا باشند.
۲- اسلام نباید قانون دولت باشد.
۳- اسلام و دین مسئله شخصی هر فرد است.
۴- اندیشه اسلامی و عقیده دینی برای عرب‌ها خطرناک و عامل تفرقه است.
۵- اندیشه اسلامی و اسلام‌گرایی بزرگ‌ترین تهدید به شمار می‌رود.
۶- اندیشه اسلامی و اسلام‌گرایی باید از جهان عرب ریشه‌کن شود.

به همین دلیل بعثی‌ها در شهر حماه سوریه هواداران اندیشه اسلامی وابسته به اخوان‌المسلمین را در یک قتل‌عام تاریخی به خاک و خون کشیدند، همچنین در عراق صدام حسین همه حرکت‌های اسلامی را سرکوب و نابود کرد، او هزاران عالم دینی را به شهادت رساند یا زندانی ساخت، حزب بعث تا حد زیادی از اندیشه سوسیالیسم تأثیر پذیرفته بود و به اقتصاد اشتراکی، برابری و شخصی بودن دین باور داشت.

از آنجا که اندیشه و عقیده بعثی‌ها بر این اساس شکل گرفته بود که دین مسئله‌ای شخصی است، دین و سیاست از هم جدا هستند و اندیشه دینی یک تهدید محسوب می‌شود، آنان با اسلام‌گرایان در تقابل شدید قرار داشتند، به همین علت بعثی‌ها ده‌ها سال در شام، اندیشه اسلامی و جریان‌های اسلام‌گرا را سرکوب کرده و در پی نابودی آنان بودند، البته باید یادآور شد که بعثی‌ها با وجود تأثیرپذیری از اندیشه سوسیالیستی با غرب و نظام سرمایه‌داری نیز در تقابل بودند.

چرا برای اجرای پروژه داعش بعثی‌ها از سوی غرب انتخاب شدند؟
ممکن است این پرسش در ذهن خواننده شکل بگیرد که اگر بعثی‌ها مخالف اندیشه‌های غربی بودند چگونه غرب آنان را برای اجرای پروژه خود برگزید؟
در پاسخ باید گفت که تنها بعثی‌ها نیستند بلکه بسیاری از سوسیالیست‌ها، سکولارها و کمونیست‌ها این ویژگی را دارند که به‌راحتی اندیشه و موضع خود را تغییر می‌دهند، انگیزه اصلی آنان غالباً دستیابی به قدرت، مقام، ثروت و منصب است؛ بنابراین هرجا که این امکانات برایشان فراهم باشد، چندان تفاوتی برایشان ندارد که در چه محیط و نظامی فعالیت کنند.

برای اثبات این سخن می‌توان به عملکرد سوسیالیست‌ها، سکولارها، خلقی‌ها و پرچمی‌های افغانستان اشاره کرد که چگونه خود را با نظام‌های مختلف سازگار ساخته‌اند، انوارالحق احدی که از افراد مورد اعتماد خلقی‌ها و روس‌ها به شمار می‌رفت و در دوره کمونیستی هزاران افغان به اتهام غلامی آمریکا و طرفداران کپیتالیزم کشته می‌شدند بعدها در جمهوریت مورد حمایت آمریکا به مقام وزارت رسید.

همچنین حنیف اتمر که در دوران حضور شوروی حتی شنیدن رادیوی بی‌بی‌سی را جرم می‌دانست بعدها در نظام جمهوریت به عنوان وزیر امور داخله، مسئول شورای امنیت ملی و یکی از مقام‌های بلندپایه دولتی فعالیت کرد.
سرور دانش نیز که در دوران حاکمیت خلقی‌ها قاضی بود و افراد زیادی را به اتهام حمایت از اندیشه‌های غربی محکوم کرده و بسیاری از افغان‌ها در همین اتهام به شهادت رسیدند؛ بعدها در نظام جمهوریت مورد حمایت غرب به مقام معاونیت ریاست‌جمهوری رسید.

همچنین شمار زیادی از جنرال‌های خلقی و پرچمی که در دوران جنگ شوروی علیه آمریکا و غرب شعار مبارزه سر می‌دادند و بیش از یک میلیون افغان را به شهادت رسانده و میلیون‌ها تن دیگر را آواره کردند، امروز در اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند، بسیاری از کمونیست‌هایی که سال‌ها با اندیشه‌های غربی مبارزه می‌کردند، اکنون برای گسترش اندیشه غرب و نظام کپیتالیزم تلاش می‌کنند.
به همین دلیل نویسنده معتقد است که غربی‌ها این نقطه‌ضعف سوسیالیست‌ها و سکولارها را دریافته بودند که آنان در برابر پول و مقام به‌سرعت موضع خود را تغییر می‌دهند؛ از این‌رو اعضای حزب بعث را برای اجرای پروژه داعش برگزیدند.

Exit mobile version