وهم خلافت؛ از رؤيای امپراتوری تا سقوط! بخش نهم

عزیز جلال

جنگ روانی و رسانه‌های داعش:

داعش در اوج قدرت خود یکی از پیشرفته‌ترین و تأثیرگذارترین ماشین‌های تبلیغاتی در میان گروه‌های افراطی به شمار می‌رفت. رسانه‌های این گروه با محتوایی به‌ظاهر حرفه‌ای و سنجیده، موفق شدند تصویری نیرومند و هراس‌انگیز از تشکیلات خود را در ذهن مردم سراسر جهان بسازند.

مرکز تولید محتوای داعش، با نام “اعلامیه” که در شهر رقه مستقر بود، روزانه ده‌ها محصول رسانه‌ای تولید می‌کرد؛ از ویدیوهای حرفه‌ای و نشریات دیجیتال گرفته تا اینفوگرافیک‌های جذاب و حتی بازی‌های رایانه‌ای. این محتوا به چندین زبان فعال جهانی ترجمه می‌شد و از طریق شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌های رمزگذاری‌شده و وب‌سایت‌های بسته به تمام نقاط جهان ارسال می‌گردید.

کیفیت بالای این محتوا به حدی بود که گاه رسانه‌های بین‌المللی بزرگ، ناخواسته تصاویر یا اخبار داعش را منتشر می‌کردند و ناخودآگاه به اهداف تبلیغاتی این گروه خدمت می‌نمودند.

استراتژی رسانه‌ای داعش بر سه ستون اصلی استوار بود: ایجاد رعب در دل دشمنان، جذب نیروهای جدید و مشروع جلوه دادن خلافت اعلام‌شده. در زمینه ترساندن دشمن، ویدیوهای اعدام‌ها که با دوربین‌های پیشرفته و کیفیتی سینمایی ضبط می‌شدند، به قوی‌ترین ابزار این گروه تبدیل شده بودند. این ویدیوها که به‌شکلی حرفه‌ای تدوین شده و با موسیقی و صداگذاری همراه بودند، نه‌تنها صحنه‌های خشونت را به نمایش می‌گذاشتند، بلکه پیام‌های سیاسی را نیز به‌طور مؤثر منتقل می‌کردند.

از لحاظ جذب نیرو، مجله‌ی دابق که به چند زبان منتشر می‌شد، با استفاده از مقالات ایدیالوژیک، گزارش‌های نظامی و روایت‌هایی از زندگی جنگجویان خارجی، تصویری قهرمانانه و معنوی از عضویت در داعش ارائه می‌داد. برای مشروعیت‌بخشی نیز، تصاویر زندگی روزمره در شهرهای تحت کنترل داعش منتشر می‌شد؛ بازارها، مدارس، شفاخانه‌ها و محاکم نشان داده می‌شدند تا این توهم ایجاد شود که دولت داعش قادر به اداره منظم سرزمین‌هایش است.

یکی از جنبه‌های نوآورانه داعش، استفاده هوشمندانه از رسانه‌های اجتماعی و فناوری‌های دیجیتال بود. این گروه تیم‌هایی ویژه برای فضای مجازی ایجاد کرده بود که در توییتر، فیس‌بوک، تلگرام و حتی بازی‌های آنلاین فعال بودند. این تیم‌ها نه‌تنها محتوای تولیدی مرکز اعلامیه را منتشر می‌کردند، بلکه با مخاطبان در سراسر جهان به‌صورت زنده در ارتباط بودند و به سؤالات آنان پاسخ می‌دادند.

یکی از تاکتیک‌های کلیدی آنان «بارش هشتگ» بود؛ در این روش، هزاران حساب کاربری به‌طور هم‌زمان از هشتگ‌های خاصی استفاده می‌کردند تا موضوعات مربوط به داعش به ترند جهانی تبدیل شوند. داعش برای هر منطقه جغرافیایی، استراتژی رسانه‌ای خاصی طراحی کرده بود؛ برای جوانان اروپایی بر شجاعت و معنویت تأکید می‌کرد، در حالی که برای مخاطبان خاورمیانه، مفاهیم جهاد و مبارزه با دشمنان تاریخی اسلام برجسته می‌شد.

با وجود همه این تلاش‌ها، محتوای تولیدشده توسط داعش تصویری متناقض به نمایش می‌گذاشت. از یک سو، ویدیوهای اعدام و صحنه‌های خشونت‌آمیز چهره‌ای خشن و بی‌رحم از داعش ارائه می‌داد؛ از سوی دیگر تصاویر زندگی روزمره در شهرهای تحت کنترل تلاش داشتند چهره‌ای معتدل و قانون‌مدار نشان دهند. این تضاد رسانه‌ای، بازتاب‌دهنده‌ی دوگانگی ایدیالوژیک داعش بود.

وقتی جنایات داعش برای عموم آشکار شد، بسیاری از هواداران اولیه از محتوای خشن این گروه فاصله گرفتند. ماشین تبلیغاتی داعش به‌تدریج اثرگذاری خود را از دست داد. اما تجربه داعش نشان داد که چگونه گروه‌های افراطی می‌توانند از ابزارهای مدرن ارتباطی برای پیشبرد اهداف شوم خود بهره بگیرند. این یک درس مهم برای جامعه جهانی در مبارزه با افراط‌گرایی در فضای مجازی بود.

Exit mobile version