رژیم نظامی پاکستان؛ گرفتار بحران ساختگی‌ خود!

اجمل

رژیم نظامی پاکستان در سال‌های اخیر بارها ثابت کرده است که بقای خود را نه در صداقت در برابر مردمش بلکه در پنهان‌کاری، ایجاد تفرقه و ساختن دشمنان خیالی جست‌وجو می‌کند، اکنون که این رژیم در باتلاق بحران‌های داخلی سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود غرق شده است بار دیگر تلاش می‌کند با نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی همسایه شمالی خود توجه مردم پاکستان را از مشکلات داخلی‌شان منحرف کند، این تاکتیک قدیمی و ناکارآمد اکنون نه‌تنها نمی‌تواند افکار عمومی جهان را فریب دهد بلکه مردم پاکستان نیز به‌خوبی دریافته‌اند که بازیگران اصلی این نمایش همان کسانی هستند که در اتاق‌های بسته کاخ‌های قدرت در اسلام‌آباد نشسته‌اند.

یکی از اهداف آشکار این سیاست پنهان کردن ناکامی‌های سنگین امنیتی ارتش پاکستان است؛ انفجارها، حملات گروه‌های مسلح و افزایش ناامنی در ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان همگی نشانه‌های آشکاری از ناتوانی و ضعف ساختاری نهادهای امنیتی این کشور است، به جای اینکه مقام‌های پاکستانی درباره این ناکامی‌ها پاسخ‌گو باشند ترجیح می‌دهند با متهم کردن افغانستان توجه مردم را به سوی دیگری منحرف کرده و از مسئولیت شانه خالی کنند.

افزون بر این رژیم نظامی پاکستان در قبال «پیمان مکه برای دفاع مشترک» نیز رویکردی دوگانه و متناقض در پیش گرفته است، پاکستان نه‌تنها در عمل هیچ اقدام مؤثر نظامی برای دفاع از متحد خود انجام نداده بلکه مقام‌های این کشور نیز با احتیاط فراوان از هرگونه تعهد به اقدام نظامی آشکار خودداری کرده‌اند، این در حالی است که فرمانده ارتش پاکستان پیش از این تأکید کرده بود که «تعهد پاکستان به امنیت عربستان سعودی بدون قیدوشرط است و تا آخرین حد ادامه خواهد داشت» اما اسلام‌آباد در عرصه عمل نشان داد که حتی به تعهدات روشن و نوشتار خود در قبال ریاض نیز عمل نمی‌کند؛ بلکه می‌خواهد با حملات بزدلانه علیه افغانستان خود را چنان نشان دهد که گویا در این قضیه دخیل است و از این طریق از تعهد خود شانه خالی کند.

از سوی دیگر امارت اسلامی افغانستان همواره تلاش کرده است در تأمین امنیت منطقه نقش سازنده‌ای ایفا کند؛ از مبارزه جدی با گروه‌های تروریستی گرفته تا جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای همسایه، همه این موارد نشانه‌های حسن نیت امارت اسلامی است اما رژیم پاکستان نه‌تنها این اقدامات را نادیده گرفته بلکه با حمایت پنهان و آشکار از داعش و دیگر گروه‌های افراطی خود به یکی از عوامل بی‌ثباتی در منطقه تبدیل شده است، آن پروژه شوم شر و فساد که با همکاری برخی حلقات پاکستانی طراحی شده بود اکنون با شکست مواجه شده و همان طراحان ناگزیر شده‌اند بار دیگر مستقیماً وارد میدان حملات شوند.

خطرناک‌ترین وضعیت احتمالی که اکنون مطرح است این است که آی‌اس‌آی ممکن است در میان تظاهرکنندگان در اسلام‌آباد انفجارهایی را انجام دهد یا حملات دورن را سازمان‌دهی کند و سپس مسئولیت آن را به گردن افغانستان بیندازد، این طرح‌های شوم که با هدف ایجاد جنگ روانی و توجیه ناکامی‌های خود طراحی شده‌اند نشان‌دهنده درماندگی و استیصال عمیق این رژیم است، اما باید دانست که زمان چنین بازی‌های کثیف دیگر گذشته است و افکار عمومی منطقه دیگر با این سناریوهای تکراری فریب نمی‌خورد.

باید با صراحت گفت که افغانستان امروز افغانستان دیروز نیست، توانایی‌های نظامی امارت اسلامی در سال‌های اخیر به‌گونه چشمگیری افزایش یافته و در صورت نیاز این توانایی را دارد که هر نقطه‌ای از پاکستان را هدف قرار دهد، مختصات تمام تأسیسات مهم نظامی، زیرساخت‌های نظامی، تجهیزات پیشرفته نظامی و زیرساخت‌های مهم ملکی در پاکستان از پیش در اختیار نیروهای افغان قرار دارد و نیروی هوایی افغانستان در فرصت مناسب آن‌ها را در کوتاه‌ترین زمان هدف قرار خواهد داد، این همان تهدیدی است که رژیم نظامی پاکستان باید آن را جدی بگیرد.

رژیم نظامی پاکستان باید بداند که به دلیل جنایت‌هایش با مجازات سختی روبه‌رو خواهد شد، تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند برای همیشه در برابر حق و عدالت دوام بیاورد، مردم پاکستان نیز قربانی سیاست‌های ویرانگر ارتش این کشور هستند و روزی فراخواهد رسید که مردم افغانستان و پاکستان با این جنایتکاران حساب خواهند کرد، محاسبات نادرست هزینه سنگینی خواهد داشت و این رژیم چه زود و چه دیر بهای تمام اشتباهات خود را خواهد پرداخت.

آنچه امروز پاکستان را در بحرانی که خود ایجاد کرده غرق ساخته است توطئه دشمنان خارجی نیست؛ بلکه نتیجه تصمیم‌های نادرست، سیاست‌های متناقض و پناه دادن به گروه‌هایی است که این کشور روزی از آن‌ها به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کرد، این کشور با حمایت پنهان و آشکار از تروریسم، نقض پی‌درپی تعهدات بین‌المللی و ترجیح دادن منافع گروهی بر امنیت ملی زمینه انزوای خود را فراهم کرده است.

خلاصه اینکه راه صلح و همکاری همچنان باز است اما نه از موضع ضعف و نه با ادامه سیاست‌های دوگانه، اگر رژیم پاکستان خواهان امنیت پایدار برای خود و منطقه است باید به حمایت از تروریسم پایان دهد، به تعهدات خود وفادار بماند و به حاکمیت ملی افغانستان احترام بگذارد، اگر چنین نکند سایه‌های شومی که امروز بر اسلام‌آباد گسترده شده‌اند خیلی زود به طوفانی ویرانگر تبدیل خواهند شد.

Exit mobile version