مجاهدین افغان در لشکر سلطان صلاح‌الدین ایوبی

مولوی عبدالصمد شاکر

آیا مجاهدین افغانی را که در فتح بیت‌المقدس و جنگ حطین در کنار سلطان صلاح‌الدین ایوبی شرکت داشتند، می‌شناسید؟ آیا قریه‌ای افغان‌ها در فلسطین را می‌دانید؟ افغان‌ها و پشتون‌ها چه نیازی به خواندن تاریخ جنگ‌های صلیبی دارند که در سرزمین‌های عرب‌ها و ترک‌ها رخ داده است؟ نوشتۀ پیش رو پاسخ همین پرسش‌هاست.

پاسخ کوتاه و عام اینست که ما همه دارای باورهای مشترک و امتی هستیم که با سرنوشتی واحد روبرو است. جنگ‌های صلیبی نه تنها بر مسلمانان تأثیرات منفی بر جای نهاد، بلکه دیگر اقوام این منطقه را نیز متأثر ساخت و حتی چگونگی روابط و سیاست‌های جهانی را رقم زد.

تاریخ‌نویسان می‌گویند: این جنگ‌های طولانی چندان شکاف عمیقی میان شرق و غرب ایجاد کرده که اگر قرن‌ها نیز صرف پر کردن آن کنیم، هرگز پر نخواهد شد. از همین‌رو تلقی چنین موضوعی به عنوان مشکلی مربوط به یک منطقه‌ی خاص، نه تنها منطقی نیست بلکه می‌تواند پیامدهای خطرناکی نیز به دنبال داشته باشد.

اما پاسخ تفصیلی و خاص اینست که برخلاف گمان بسیاری از مردم، افغان‌ها در دوران جنگ‌های صلیبی قومی بی‌طرف و منزوی نبودند بلکه در میدان‌های گوناگون به مبارزه با صلیبی‌ها پرداختند. به عنوان نمونه در کتاب‌های تاریخ آمده است، شخصی به نام محمد بن منصور ابو سعد هروی که تقدیر او را از این سرزمین به جای دیگری برد و به عنوان قاضی‌القضات دمشق منصوب شد، نخستین کسی بود که به معنای حقیقی و در مقیاسی گسترده، کوشید نیروی خفته‌ی مسلمانان یعنی «جهاد» را علیه صلیبی‌ها بیدار کند و شکل تازه‌ای از واکنش و قیام را پدید آورد که بعداً کسانی چون ابن‌الخشاب آن راه را دنبال و گسترش دادند.

ابو سعد هروی عالمی فرزانه، ادیب، شاعر و خطیبی پرتوان بود. در دربار امیران و پادشاهان و در میان مردم عادی، هرگاه از فاجعه و ذلت پیش‌آمده سخن می‌گفت، جایی برای سکوت کسی باقی نمی‌گذاشت. مسلمانان هنگامی که زیر تأثیر خطبه‌های گیرای وی می‌گریستند، او می‌گفت: اکنون هنگام اشک ریختن نیست بلکه زمان شمشیر و جهاد است. شاعران از سخنان او قصیده‌ها می‌سرودند و او در میان مسلمانان به لقب «زین‌الاسلام» شهرت یافت.

اما افسوس که جای تأسف است امروز چنین بزرگان نامداری در میان قوم خودشان ناشناخته مانده‌اند. پس مجاهدان گمنام افغان را چه کسی خواهد شناخت که در جنگ‌های آزادسازی بیت‌المقدس، به ویژه در غزای سرنوشت‌ساز حطین، در کنار سلطان صلاح‌الدین ایوبی جنگیدند؟! پس از فتح به آن‌ها زمین‌هایی در اطراف بیت‌المقدس بخشیده شد و برخی خانواده‌های‌شان هنوز هم در آنجا ساکن هستند و به نام افغان‌ها شناخته می‌شوند.

در جنوب غربی قدس شریف منطقه‌ای به نام «حی الأفغانی» همچنان به همین نام خوانده می‌شود. زاویه‌ای که در دوران عثمانیان ساخته شده و مسجد کوچکی نیز دارد، هنوز به نام «زاوية الأفغانية» وجود دارد و نگهبانان آن هنوز واژۀ «الأفغاني» را در کنار نام خود می‌نویسند.

صهیونیست‌ها با این مردم چنان کینه دارند که در تاریخ ۲۰۱۶/۱۲/۲۴ زنی ۳۴ ساله به نام «عایشه الأفغانی» را به جرم همراه داشتن یک قبضه چاقو، به پانزده سال زندان محکوم کردند.

بیشتر روایات دربارۀ جنگ‌های افغان‌ها در نبرد حطین، شفاهی است. از آنجا که صلاح‌الدین ایوبی رحمه‌الله در جنگ‌های آزادسازی بیت‌المقدس همۀ مسلمانان را فراخوانده بود، با توجه به شواهد، شرکت اقوام رزم‌آور افغان در این جنگ‌ها قطعی به نظر می‌رسد. تا امروز نیز هرکس به فلسطین سفر کند، از زبان فلسطینیان تأیید این موضوع را خواهد شنید. گرچه می‌توان نمونه‌های بیشتری ارائه کرد اما در اینجا به عنوان نمونه تنها به یک مورد اشاره می‌کنیم:

در خاطرات محمد عزیزی، بریتانیایی افغان‌الاصل می‌خوانیم که وقتی او در سال ۲۰۱۷ میلادی همراه با گروهی از مسلمانان بریتانیایی و آمریکایی از بریتانیا به مناطق اشغالی فلسطین سفر کرد، به سبب نقش افغان‌ها در جنگ حطین بیش از سایر همراهان مورد احترام قرار گرفت. داستان‌های آن جنگ‌ها و این خاطرات او را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی نیز خواند.

از این سخنان روشن می‌شود که افغان‌ها در شامات (منطقه‌ای در جنوب‌غربی آسیا شامل سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، قبرس، بخش‌هایی از جنوب ترکیه و شرق مصر) و دیگر سرزمین‌ها کارنامه‌های درخشانی دارند که هنوز به طور مستقل بررسی نشده است. بنابراین ضرورت دارد که اطلاعات آن‌ها از منابع گوناگون گردآوری و بررسی شود تا دیگر هیچکس نپرسد که چرا باید آن رویدادها را بخوانیم.

زیرا بدین وسیله هم از تاریخ روابط و پیوندهای خود با امت اسلامی آگاه می‌شویم، هم بر عوامل برخی دشمنی‌ها و واکنش‌هایی که با آن‌ها روبرو بوده‌ایم، وقوف می‌یابیم و هم در زمینۀ خودشناسی و یافتن راه‌حل، باب تازه‌ای می‌گشاییم. زیرا اگر به بسیاری از موضع‌گیری‌ها، تحولات و رویدادهای تازه به صورت محدود نه، بلکه با دیدی گسترده و عمیق نگریسته شوند، خواهیم دید که این وضعیت کنونی همچون حلقه‌های زنجیر به رویدادها و حالات بسیار دور تاریخی پیوند خورده و تا به امروز کشیده شده و ابعاد تازه‌ای یافته است.

Exit mobile version