مردم پاکستان باید از رژیم نظامی حساب بخواهند!

ارسلا حسان

نام پاکستان تنها بر رژیم نظامی این کشور اطلاق نمی‌شود. در این سرزمین میلیون‌ها تن از مردم نیز زندگی می‌کنند که اکثریت آنان مسلمان‌اند. این مردم در کنار پایبندی به شعایر اسلامی، دارای بسیاری از رسوم، فرهنگ‌ها و عنعناتی هستند که با مسلمانان سایر کشورهای جهان و به‌ویژه با مردم افغانستان مشترک است.

آن‌ها سال‌های سال با کشورهای اسلامی همسایه بوده‌اند و علاوه بر آن چه خود آنان و چه مردم سایر کشورها در مقاطع مختلف به‌ عنوان مهاجر به سرزمین‌های یکدیگر رفته‌اند. از سوی دیگر مردم پاکستان نیز همانند سایر مسلمانان حق دارند از همه امکانات زندگی و حقوق اساسی خویش برخوردار باشند. یکی از این حقوق نوع نظام حاکم بر جامعه است که باید کاملاً اسلامی باشد و حاکمان کسانی باشند که تمامی حقوق زندگی مردم را برای آنان تأمین و تضمین کنند.

حکومت باید جان و زندگی مردم، عزت، مال، عقل، دین و تمامی حقوق مشروع آنان را محفوظ نگه دارد اما بر سرزمین پرمناقشۀ پاکستان رژیمی حاکم است که مردم را از حقوق مذکور به‌ طور کامل محروم ساخته است.

رژیم نظامی پاکستان به‌ جای آن‌که با کشورهای منطقه و همسایگان خود روابطی مبتنی بر صلح و احترام متقابل داشته باشد و برای مردم خویش یک حاکمیت امن و باثبات ایجاد کند برعکس، پروژه‌های ضداسلامی و ضدصلح را می‌پذیرد، آن‌ها را در برابر مردم خود و کشورهای همسایه به کار می‌گیرد و از این طریق بقای ننگین خویش را تأمین کرده و از مردم باج می‌گیرد.

آن‌ها در داخل خاک خود زمینه‌های گسترده‌ای برای فعالیت‌های تروریستی فراهم کرده‌اند، گروه‌های مختلف تروریستی را پناه می‌دهند، آموزش می‌دهند و برای اقامت و پنهان‌کردن شان کمپ‌هایی ایجاد می‌کنند. داعش و عناصر شر و فساد فراری از جمهوری پیشین افغانستان نیز در آنجا گردهم می‌آیند، در امتداد خط فرضی دیورند آموزش می‌بینند، برای‌شان پایگاه‌ها و مراکز تعلیمی ایجاد می‌شود و سپس در برابر مردم افغانستان و پاکستان مورد استفاده قرار می‌گیرند که این‌ کار نه‌تنها برای افغانستان و پاکستان، بلکه برای کشورهای منطقه نیز خطر بزرگی به شمار می‌رود.

حملات هوایی اخیر رژیم نظامی پاکستان بر خاک افغانستان بار دیگر نگرانی‌ها از ورود روابط افغانستان و پاکستان به مرحله‌ای خطرناک از تنش را افزایش داده است. شمار تلفات و زخمی‌های غیرنظامیان، زنان و کودکان در این حملات نگران‌کننده است. مردم پاکستان باید از خود بپرسند که آیا می‌توان مشکلات امنیتی داخلی یک کشور را از طریق بمباران قریه‌جات، خانه‌ها، تأسیسات ملکی و مردم کشور دیگری حل کرد؟

پاکستان سال‌هاست با ناامنی، بیکاری، بحران سیاسی، فشارهای اقتصادی و افزایش رویدادهای امنیتی روبه‌رو است. پس به‌جای آن‌که ریشه‌های این مشکلات در داخل خاک خود جست‌وجو شود برعکس، تقصیرها بر دوش دیگران انداخته می‌شود. گسترش جنگ به‌سوی افغانستان، مشکلات بیشتری را برای مردم پاکستان به وجود می‌آورد. جنگ بودجه را می‌بلعد، اقتصاد را تضعیف می‌کند، به سرمایه‌گذاری و تجارت آسیب می‌رساند و زندگی مردم در دو سوی خط مرزی را با خطر مواجه می‌سازد.

اما راه حل مشکل فوق این نیست که به نام مبارزه با تروریسم، خانه‌های مردم غیرنظامی هدف قرار داده شود. اگر هدف مشخص تروریستی وجود دارد، باید شواهد آن ارائه گردد و مطابق اصول جنگ، اقدامات لازم برای حفاظت از غیرنظامیان روی دست گرفته شود.

توافق مکه در سال ۲۰۲۶ که میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان منعقد شده است، حمله به یکی از اعضا را به‌عنوان حمله علیه همه اعضا تعریف می‌کند. رژیم پاکستان از این موضوع به‌ عنوان یک ابزار استفاده می‌کند و زیر همین نام‌های پاک، اهداف ناپاک خود را دنبال می‌نماید. در مورد هرگونه تشدید تنش نظامی علیه افغانستان، این پرسش نیز باید مطرح شود که آیا چنین اقداماتی با ثبات منطقه، تعهدات دفاعی جدید پاکستان و اصول اعلام‌شدۀ این کشور در روابط با کشورهای اسلامی در تضاد قرار ندارد؟

خلاصه این‌که مردم پاکستان باید بدانند که مشکلات اقتصادی آنان با کشتن کودکان افغان حل نمی‌شود، امنیت آنان با بمباران کشور دیگری تأمین نمی‌گردد و ریختن خون مسلمانان در دو سوی خط مرزی نمی‌تواند آینده‌ای برای منطقه بسازد.

مردم پاکستان و افغانستان دارای تاریخ، دین، فرهنگ، روابط تجاری و پیوندهای خانوادگی مشترک‌اند. آنچه به سود مردم هر دو کشور است مدیریت منازعات، حفاظت از غیرنظامیان و همکاری اقتصادی است، نه گسترش جنگ.

Exit mobile version