چرا هر قیام در برابر نظام اسلامی بغاوت است؟

حیات عمر

در نظام فکری اسلام، امنیت و ثبات سیاسی یک ارزش فرعی نیست بلکه بنیاد تحقق و تطبیق تمام احکام الهی دانسته می‌شود. قرآن عظیم‌الشأن حفظ امنیت جامعه را چنان مهم می‌داند که در سورهٔ انفال می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» یعنی برای دفاع از کیان اسلامی، هر نیرویی را که در توان دارید، آماده کنید. از همین‌رو «بغاوت» یعنی قیام مسلحانه در برابر امیر مشروع و حاکم اسلامی، از جمله بزرگ‌ترین تهدیدها در برابر امنیت و وحدت امت اسلامی دانسته شده است.

در برابر نظام اسلامی افغانستان که به‌عنوان یک حاکمیت شرعی شناخته می‌شود، هر نوع حرکت مسلحانه با هر نام و عنوانی که صورت گیرد، در زمرهٔ بغاوت قرار می‌گیرد و پیامدهای سنگین دنیوی و اخروی دارد. در تعریف فقهی بغاوت، نکتهٔ اساسی اینست که برای تحقق این عنوان، شرایط مشخصی لازم است. فقهای اهل سنت بر این باورند که باغیان باید سه ویژگی داشته باشند: نخست، تعداد آن‌ها به اندازه‌ای باشد که مهار کردن‌شان بدون بسیج نیرو و جنگ ممکن نباشد.

دوم، از دسترسی و اقتدار حاکم خارج شوند و در منطقه‌ای جداگانه گرد هم آیند. سوم، گرفتار شبهه‌ای باشند که به سبب آن در برابر حاکم قیام کنند. این تعریف به‌روشنی وضعیت گروه‌هایی را دربرمی‌گیرد که امروزه در مناطق مختلف افغانستان با سلاح و شبکهٔ سازمان‌یافته در برابر نظام اسلامی سر برمی‌آورند. آن‌ها از طریق ادعاها و شبهات بی‌اساس، خود را برحق و حاکم را ناحق می‌پندارند اما در عمل از طریق قیام مسلحانه، چارچوب شرعی و قانونی را زیر پا می‌گذارند.

قرآن عظیم‌الشأن دربارهٔ بغاوت، روشن‌ترین و صریح‌ترین حکم را در آیهٔ نهم سورهٔ حجرات بیان کرده است. الله تعالی جل‌جلاله می‌فرماید: «وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ» یعنی اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگ کردند، میان آن‌ها صلح برقرار کنید اما اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری ظلم و تجاوز کرد، با گروهی که تجاوز می‌کند بجنگید تا زمانی که به حکم الله تعالی گردن نهد.

مفسران بزرگ «بغی» را در این آیه به معنای ظلم و تجاوز ناحق و بیرون شدن از اطاعت الله جل‌جلاله تفسیر کرده‌اند. این آیه نه تنها حکم جنگ با باغیان را بیان می‌کند، بلکه به‌صراحت بیرون شدن از اطاعت حاکم مشروع را نیز تجاوز و بغاوت می‌داند. امروزه هر گروهی که در برابر نظام اسلامی افغانستان و نیروهای امنیتی آن، زیر نام و پرچم دیگری سلاح برمی‌دارد، از مصادیق آشکار این آیه به شمار می‌رود و مبارزه با آن بر عهدهٔ حکومت یک وظیفهٔ شرعی است.

سنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم نیز به‌گونهٔ جدی از بغاوت و خروج در برابر حاکم منع کرده و پیامدهای ناگوار آن را بیان نموده است. در منابع معتبر حدیثی از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم روایت شده است: «مَنْ خَرَجَ مِنَ السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً» یعنی کسی که به اندازهٔ یک وجب از اطاعت حاکم خارج شود، به مرگ جاهلیت می‌میرد. این هشدار نشان می‌دهد که خروج مسلحانه، هرچند با شبهه و با انگیزهٔ اصلاح صورت گیرد، با پیامدهای بسیار خطرناکی همراه است.

امام نووی که از بزرگ‌ترین شارحان حدیث است، بر این باور است که هرچند حاکم ظالم باشد، خروج مسلحانه معمولاً سبب فساد بزرگ‌تری می‌شود و حفظ خون مسلمانان بر قیام ترجیح دارد. در نظام اسلامی کنونی افغانستان که بنیادهای اساسی حکومت آن بر اصول شریعت استوار است، هرگونه اقدام مسلحانه در برابر آن، بدون شک بغاوت شمرده می‌شود.

فقها به‌صراحت بیان می‌کنند که بغاوت در برابر امنیت سیاسی و حاکمیت نظام اسلامی یک جرم است و هدف از جلوگیری از این جرم، حفظ ثبات و پایداری جامعهٔ اسلامی می‌باشد. از همین‌رو، حکومت اسلامی مکلف است با کسانی که در برابر نظام دست به قیام مسلحانه می‌زنند، با قاطعیت برخورد کند و برای از میان برداشتن این فتنه از تمام وسایل مشروع خود استفاده نماید.

هرگونه سکوت یا نرمش در برابر این پدیده، نه تنها از نگاه شرعی نادرست است بلکه با عقل و مصلحت جمعی نیز در تضاد می‌باشد. بغاوت فتنه‌ای است که اگر در آغاز جلو آن گرفته نشود، می‌تواند جامعه را به سوی خون‌ریزی، آشوب و فروپاشی سوق دهد و زمینهٔ مداخلهٔ دشمنان خارجی را فراهم سازد. از همین‌رو، اتخاذ موضع سخت و قاطع در برابر باغیان نه تنها یک اقدام دفاعی، بلکه یک وظیفهٔ شرعی و ملی نیز می‌باشد که بر عهدهٔ حاکم اسلامی گذاشته شده است.

Exit mobile version