موفق‌ترین نهاد و ناکام‌ترین نظام!

عبدالله عاطف

در مورد این‌که نظام پاکستان چگونه است، چه اندازه نواقصات دارد، ساختار حکومتی آن تا چه حد حاکم و صاحب صلاحیت است و موارد دیگر، می‌توان مطالب فراوانی گفت و نوشت و کاستی‌های بسیاری را برشمرد. اما در همین پاکستان که نظام آن سرشار از ضعف‌ها و نواقصات است، نهادی نیز وجود دارد که شاید در سراسر جهان نتوان نهادی موفق‌تر از آن یافت که نهاد نظامی این کشور است.

در ساختار نظام پاکستان از الف تا یا هیچ عرصه‌ای وجود ندارد که این نهاد در آن مداخله نداشته باشد. در سراسر کشور کسی وجود ندارد که از مرزهای تعیین‌شده فراتر برود و از این نهاد نظامی انتقاد کند. البته افراد زیادی هستند که از فوج انتقاد می‌کنند اما به آن‌ها نیز تنها تا اندازه‌ای اجازه انتقاد داده شده است که خود این نهاد بتواند آن را تحمل کند؛ آن هم برای این‌که کسی نگوید هیچ‌گونه انتقادی از فوج امکان‌پذیر نیست.

تاریخ پاکستان این حقیقت را به‌روشنی نشان داده است که هرگاه فردی، از هر بخش و هر مسلکی که بوده، از نهاد نظامی به‌گونه‌ای انتقاد کرده که از مرزهای تعیین‌شده فراتر رفته است، چنان خاموش ساخته شده که پس از آن نه‌تنها خودش بلکه افراد نزدیک و دوری که وابسته به او بودند دیگر جرئت چنین انتقادی را نکرده و حتی تلاش نکرده‌اند به این مرز نزدیک شوند. از همین‌رو این نهاد را باید نهادی بسیار موفق دانست.

پس اگر از زاویۀ حفظ قدرت، نفوذ و برتری آن نگاه شود، این نهاد یک نهاد کم‌نظیر موفق است. ممکن است برخی بگویند که چگونه بپذیریم این یک نهاد موفق است در حالی که غلامی و تابعیت آن از انگلیس بر همگان آشکار است و انتقادات فراوان دیگری نیز علیه آن مطرح می‌شود؟
اما اعتراض این افراد زمانی قابل پذیرش و شنیدن است که نخست کسی ثابت کند که گویا این نهاد را مسلمانان بنیان گذاشته‌ است و یا برای حفاظت و دفاع از مسلمانان ایجاد شده است. در حالی که حقیقت چیز دیگری است‌. این نهاد از اساس توسط انگلیس ایجاد شده، انگلیسی‌ها بنیاد آن را گذاشته‌اند، نخستین رهبران و فرماندهان آن نیز انگلیسی‌ها بوده‌اند و ساختار کلی آن نیز بر اساس الگو و چارچوب انگلیسی‌ها استوار است.

کمی فکر کنید! آیا تنها با تغییر لباس و یونیفورم می‌توان اساس و ماهیت یک نهاد را تغییر داد؟ ارتشی که با نام «رویال ایندین آرمی» (Royal Indian Army) بخشی از ارتش انگلیس بود، پس از تجزیۀ هند تنها لباس پاکستانی بر تن همان ارتش پوشانده شد‌. آیا صرفاً با همین تغییر می‌توان این ارتش را ارتش مسلمانان نامید؟

پس از تجزیۀ هند، فرماندهی همین ارتش از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۱ نیز در دست انگلیسی‌ها بود:

۱. جنرال سر فرانک میسروی (General Sir Frank Messervy): از ۱۵ آگست ۱۹۴۷ تا ۱۰ فبروری ۱۹۴۸.
۲. جنرال سر داگلس گریسی (General Sir Douglas Gracey): از ۱۱ فبروری ۱۹۴۸ تا ۱۶ جنوری ۱۹۵۱.
پس ارتشی که فرماندهان آن تا این مدت انگلیسی بوده‌اند، چگونه می‌تواند ارتشی اسلامی و ارتش مسلمانان نامیده شود؟

بیایید با وجود همۀ این‌ها، باز هم بپذیریم که این ارتش یک اردوی اسلامی است اما باز هم این پرسش باقی می‌ماند که این ارتش تاکنون برای مسلمانان جز زیان و رنج چه چیزی به ارمغان آورده است؟ چرا؟ ارتش مسلمانان که چنین نیست.

از اینجا روشن می‌شود که نهاد مذکور نظامی در اصل نهاد انگلیسی و نهادی است که برای تأمین منافع آن‌ها ایجاد شده است. نهاد مذکور در این زمینه با موفقیت کامل به فعالیت خود ادامه داده و وفاداری محکم خود را به انگلیسی‌ها به‌گونه‌ای چشمگیر ثابت کرده است. شاید در تاریخ انگلیس به اندازۀ این ارتش وفادار بزرگی برای آن‌ها پیدا نشود.

بی‌دلیل نیست که امتیازات بسیار گسترده‌ای به این نهاد داده شده است. شاید در سراسر جهان، نهاد نظامی هیچ کشوری به اندازۀ این نهاد نظامی از صلاحیت‌ها و اختیارات گسترده برخوردار نباشد. بی‌دلیل نیست که قدرت اتمی این ارتش نیز پذیرفته شده است؛ در این میان حتماً رازی وجود دارد! نه فقط یک راز، بلکه تمام این داستان از آغاز تا پایان مشکوک است!
کمی فکر کنید! ارتشی که اجازه استفاده از هواپیماهای F-16 را علیه هند ندارد، آیا می‌تواند اختیار استفاده از نیروی اتمی را علیه هند داشته باشد؟ هرگز!

پس بر اساس این استدلال، نیروی اتمی مذکور برای استفاده از سوی این نهاد علیه هند در اختیارش قرار داده نشده، بلکه برای حفاظت از انگلیس و سرکوب مسلمانان به آن داده شده است.
خلاصه این‌که تا زمانی که این نهاد نظامی بر کشور پاکستان مسلط باشد، رؤیای صلح در این کشور نیز بی‌فایده است بلکه ادامۀ این وضعیت برای تمام منطقۀ اسلامی زیان‌بار است.

امروز در سراسر جهان در برابر تنها نظام اسلامی جهان، یعنی امارت اسلامی افغانستان، همین نهاد به‌عنوان یک عامل دردسر و مشکل ایستاده است. همین ارتش است که ریشۀ تمام نابسامانی‌ها دانسته می‌شود. تا زمانی که این نهاد از قدرت برکنار نشود، ناامنی نیز به همین شکل ادامه خواهد داشت. وَما عَلَیْنا إِلَّا الْبَلاغُ.

Exit mobile version