رژیم نظامی و تداوم شرم‌آور ضعف‌های سیاسی داخلی!

ولید

رژیم نظامی پاکستان پس از بازگشت امارت اسلامی یا فتح احساس کرده است که افغانستان پس از دهه‌ها اکنون از ثبات سیاسی و امنیت کامل داخلی برخوردار است؛ امری که تداوم آن برای همیشه مانع مداخله در این سرزمین خواهد شد و در کنار آن رژیم پاکستان را از حمایت از افراد و گروه‌های نیابتی خود نیز محروم می‌سازد زیرا این نظام که از میان مردم برخاسته است، در آغوش ملت خود به خدمت به کشور مشغول است.

در پنج سال گذشته رهبران رژیم نظامی و چهره‌های برجسته سرمایه‌داران پنجابی هم از لحاظ نظری و هم عملی سیاستی ضدافغان را در پیش گرفته‌اند و مسئولیت تمامی نارسایی‌ها و سیاست‌های ضعیف خود را به گردن افغانستان انداخته‌اند، در این زمینه مردم عام و مسلمان پاکستان به‌خوبی می‌دانند که رژیم نظامی صددرصد مقصر است و در مسیر نادرست حرکت می‌کند؛ این رژیم جهت تأمین منافع غرب و امریکا هیچ صرفه‌یی در قبال مردم و منافع ملی خود نکرده بلکه تلاش نموده است میان این دو ملت مسلمان اختلاف و تفرقه ایجاد کند؛ در حالی که روابط تاریخی و فرهنگی میان دو ملت، ناگسستنی است.

در حال حاضر جنگ آزادی‌خواهان بلوچ در داخل پاکستان، مبارزه مجاهدین تحریک طالبان پاکستان (TTP)، تبلیغات جنبش تحفظ پشتون (PTM)، راهپیمایی‌های هواداران تحریک انصاف و فعالیت‌ها و حملات تروریستی ده‌ها گروه دیگر یا گروه‌های نیابتی پاکستان نمونه‌هایی از مسائلی هستند که رژیم پاکستان در ابتدا قصد داشت از آن‌ها بهره‌برداری کرده و علیه همسایگان خود به کار گیرد؛ اما بعدها بازی از کنترلش خارج شد، از آنجا که رژیم با وجود در اختیار داشتن صدها هزار نیروی نظامی، فناوری و تجهیزات در برابر این مسائل ناکام ماند با بی‌شرمی در برابر مردم خود خاک پاشید و مسئولیت همه این مشکلات را به گردن افغانستان انداخت و مدعی شد که همه این موارد در آنجا با کمک استخبارات منطقه‌ای سازمان‌دهی می‌شود، این ادعا نه موضوع تازه‌ای است و نه جهان آن‌قدر نابینا است که این بازی دوگانه را درک نکند.

یکی از عوامل مهم دوام و مشروعیت نظام‌ها ریشه‌داشتن در میان مردم و برخورداری از حمایت آنان است، این حمایت سبب می‌شود نظام‌ها بتوانند در برابر قدرت‌های بزرگ بایستند و هویت خود را به‌عنوان یک ملت و موجودیت خود را در سرزمین خویش حفظ کنند اما رژیم نظامی از این ویژگی‌ها محروم است زیرا نه از حمایت مردم برخوردار است و نه می‌تواند خود را برای تثبیت مشروعیت بین‌المللی به‌عنوان یک نظام انتخابی به اثبات برساند؛ بلکه صرفاً شرکتی متشکل از جنرال‌های نظامی است که برای جلب رضایت غرب با خون مردم خود تجارت می‌کند.

به همین دلیل برای منحرف‌کردن توجه مردم پاکستان و پوشاندن این ضعف‌های خود با بی‌شرمی در برابر چشمان آنان خاک می‌پاشد و تلاش می‌کند با کمک رسانه‌های وابسته و سخنگویان دروغ‌پرداز خود توجه مردم پاکستان را از مشکلات سیاسی داخلی رژیم نظامی به سوی دیگری منحرف کند، در این زمینه نخستین انگشت اتهام را به سوی افغانستان نشانه می‌رود و ادعا می‌کند که مخالفان رژیم در آنجا تجهیز شده و سپس به پاکستان فرستاده می‌شوند، این همان چیزی است که در اصل حرفه و روش اصلی رژیم نظامی را تشکیل می‌دهد.

حقیقت این است که رژیم نظامی وعده امارت اسلامی مبنی بر اینکه خاک افغانستان علیه هیچ کشور همسایه‌ای استفاده نخواهد شد و این سرزمین نیز سبب ناامنی برای دیگران نخواهد شد نادیده می‌گیرد اما برعکس این تنها پاکستان است که از طریق تروریسم، خشونت و مداخله در امور دیگران عامل بی‌ثباتی در منطقه و ایجاد هراس در کشورهای همسایه بوده و همچنان به‌عنوان خاستگاه اصلی تولید تروریسم باقی مانده است.

Exit mobile version